پنجره شعر – اسماعیل خویی

چارطاقی 40

به سال ۱۳۱۷ در شهر مقدس مشهد چشم به جهان گشود .دوران تحصیل خویش را در مقاطع ابتدایی و دبیرستان در زادگاهش به پایان برد ،و سپس برای ادامه تحصیل راهی پایتخت شد تحصیلات عالیه خود را در رشته فلسفه در دانشگاه تهران ادامه داد و موفق به دریافت مدرک دکترا از این دانشگاه گردید. پس از انقلاب راهی کشور انگلستان شد به تدریس و تحقیق همت گماشت . در این سالیان هم به شعر و شاعری مشغول بود .

کتاب “شعر چیست ؟” شامل گفتگویی “خویی” با استادش دکتر “محمود هومن” است . ویژگی شاخص شعر خویی “فلسفی بودن ” آن است و نگاه خیام گونه ی او به هستی نگاهش را عمیق تر و خاص تر می کند .

اسماعیل خویی با انتشار دفتر” بیتاب” به سال ۱۳۵۵ مجموعه ای احساسی و عامه پسند ارائه داد . این مجموعه ارزش ادبی چندانی نداشت اما با این مجموعه پا به عرصه شعر و شاعران شعر معاصر می گذارد .

اما دومین اثر شاعر ” برخنگ راهوار زمین ” در سال ۱۳۶۶ قابل تامل بود . این اثر به لحاظ تاملات عمیق سراینده اش ، و زیبایی و دل انگیزی شعرهایش  و دید شعری خیام گونه اش نظرها را متوجه شاعر کرد . نام دفتر ظاهرا از یک رباعی منسوب  به “ابوسعید ابوالخیر ” اقتباس شده که شاعر آن را درآغاز مجموعه آورده است : “رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین / نه کفر ، نه اسلام و نه دنیا و نه دین / نه حق و حقیقت ،نه طریقت نه یقین/ در هر دو جهان که را بود زهره این؟ ”

در اشعار این مجموعه از جمله شعر “دو مرغ مرگ اندیش ” و “زنجیر”  روح فلسفی و خیامی به خوبی حس می شود . در کل نگاه او به هستی عمقی دارد که این ژرف اندیشی را در شعر دیگران کمتر می توان یافت .بعنوان مثال اخوان ثالث و نادرپور هم در فرازهایی به خیام نزدیک می شوند اما شعر آنها گستره ی مطالعات فلسفی و عمق نگرش خویی را ندارد . خویی هم به دلیل اشراف بر این مطلب در تمام دفتر دعوی استقلال فکری دارد .

مواد خام ایماژها  در این دفتر برگرفته از طبیعت خشک و کویری خراسان و اسطوره های ایرانی و تاریخ ملی است . نگاه شاعرانه ی او به طبیعت نسبتا اصیل و مبتکرانه است ،اما ذهنیت تاریخی و اسطوره ای شعر وی از اخوان متاثر است . اکثر ایماژهای خویی حاصل نگاه شاعرانه خود او به طبیعت است و این امر سبب ایجاد تصاویر نو ،فضاسازی های هنرمندانه و ایجاد روابط جدید میان عناصر طبیعت است .

وجه تمایز خویی از دیگر شاعران وجود اندیشه پنهان در پشت تصاویر است . اندیشه چنان با تصاویر آمیخته که آنها را عمیق و پر جذبه کرده است . شاعر در بیشتر توصیفات این دفتر از تکنیک هایی مثل تجسمی (کانکریت) کردن شعر بهره می گیرد .

همچنین توصیف شاعر از طبیعت محملی است برای بیان ایده ها و اندیشه ها ی شاعر که معمولا در سطرهای آخرین سروده ها می آید .گویی خواننده بعد از تماشای منظره ای بکر و تماشایی د ر ابیات پایانی به فلسفه و معنای شعر می رسد .

از دیگر تکنیک های غنا بخشیدن به تصاویر در اشعار خویی استفاده از تکنیک روایت است که در این امر او بی شک متاثر از اخوان ثالث است . در سروده های او گاهی قهرمان روایت شاعر (راوی) و خواننده در هم ادغام می شوند و شعر را می سازند . قطعه ی “گرانبار ساحل” نمونه شعری است که در آن فاصله میان سه ضلع روایت –راوی –مخاطب و موضوع از میان برداشته شده است .

اخوان ثالث –پیشکسوت خویی – در بسیاری از روایت های خود  می تواند احساس خواننده را بر انگیزد ، ولذا در لحظات اندوهگین روایت او، اشک در چشم خواننده   صاحب ذوق جمع می گردد و در لحظات شاد لبخند بر لبانشان می نشاند اما خویی خود و خواننده را در درون روایت محو می کند  وبدین ترتیب است که روایت به ساختار شعری نزدیک می شود .

عنصر عاطفه نیز به غنا بخشیدن روایت های شاعرانه خویی کمک های شایانی می کند . زبان و ایماژها در این دفتر شدیدا متاثر از اخوان است . روح حماسی سبک خراسانی که در اخوان موج می زند در این دفتر هم حس می شود . اما شعر خویی از دوجهت با شعر اخوان تفاوت دارد . یکی به  دلیل  ساختار فلسفی اندیشه شعری خویی که عمیق تر و قوی تر از اخوان است ، دو دیگر آنکه  روحیه  ی مایوس و شکست خورده  ای که در شعر اخوان نقش محوری دارد و در شعر خویی نیست .

مهارت خویی نیز در استفاده از زبان حماسی نیز همچون اخوان بسیار است . تناسب زبان با مضامین انتخابی شاعر همچنین استفاده از موسیقی های درونی بیرونی و کناری در شعر متناسب با زبان حماسی نیز باعث توفیق شاعر در این دفتر شده است .

اما پس از کوچ شاعر به خارج از کشور در سه گانی ای که به فاصله ی چند ماه منتشر شد ،زبان شعری خویی وارد مرحله جدیدی از تحول شد . زبان از حوزه حماسی به اقلیم غنایی هجرت می کند واژگان ،ایماژها و عواطف شعری نیز متاثر از این هجرت متحول می شوند ،اما مضمون غالب اشعار  بر همان نهج اندیشه های تیره خیامی است .

این تغییر ساختار زبانی ،تصویری وعاطفی در ” بر بام گردباد ” نویدهایی  را برای خواندن شعر های زیباتر به خواننده می دهد ،اما در سه اثر بعدی “زان رهروان دریا ” ،”از صدای سخن عشق” و”بر ساحل نشستن و هستن ” به تدریج شعرها ضعیف می شوند . جنبه زیباشناختی این اشعار ضعیف است و موسیقی در آن ها انتظام یافته نیست و از عمق و عاطفه در آن سراغی نمی توان گرفت :

“بیهوده می ستیزم

می دانم

بیهوده می ستیزم

تا

در حالتی نبوده بیاویزم

یا

در حالتی نیامده بگریزم

تا

از حالتی که هست بپرهیزم ”

در این سروده ها وجه اندیشگی شعر سنگین تر شده ولی کفه زیبا شناسی ضعیفتر و حتی بی مایه تر شده است ،و لذا وجود همین بی تناسبی سبب ملال خواننده می شود .

در دفتر ” ما بودگان” شاعر به نوعی به استقلال در زبان و سطح اندیشه ی شعرش دست می یابد و به زبانی غنایی –حماسی نزدیک می شود که دیگر صبغه ی اخوانی ندارد .

در کل می توان گفت که خویی از نوآوران اندیشمند روزگار ماست و شعر او غیر از غزل ها و غزل واره ها سه ویژگی برجسته  دارد :

  • نگرش به شعر از دریچه بینش فلسفی
  • تتبع زبان و شیوه اخوان ثالث
  • تلاش برای کلیشه شکنی در زبان

زبان غزلهای خویی گرچه نوسان دارد اما با طراوت و جذاب است  و گاهی چشم را به سوی چشم اندازهای تازه می کشاند .

او خود می گوید : ” من غزل و غزل واره نیز گاهی منتشر کرده ام .و دلیل این کار هم این است که تغزل را به هیچ وجه کاری خصوصی نمی دانم . غزل و غزلواره در حقیقت بیان کننده عمیق ترین و عمومی ترین غم ها و شادی های انسانی است .”

 

یاسین بهمنی

نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 5 =