خادمان نامدار

امیر حق شناس
امیر حق شناس

در سپهر سیاسى کشور کهن ایران زمین به ندرت افرادى یافت مى شوند که در دوره کوتاهى که زمام امور را بدست گرفته اند تمام وجهه خود را خدمت به مام میهن و خدمت به مردم خویش قرار داده اند و با وجود توطئه هاى بسیار از سوى استعمار و استبداد، بسیار اثرگذار بوده اند و اگرچه از صحنه قدرت حذف شده اند اما یاد ونام انان بر دل ایرانیان حک شده است و چون نگینى بر تارک تاریخ این مرز و بوم مى درخشد.

تاریخ همواره آن صفات که آدمى در زمان حیات بر خود مى نهد را نمى پذیرد بلکه شهره به صفاتى مى کند که بیشتر برازنده اوست.

غور در سرگذشت پیشینیان نشان مى دهد که افراد بر سر قدرت بیهوده تلاش مى کنند که مورد تمجید و تحسین قرار گیرند، چرا که کوششى است بى حاصل و تنها موجب فریب صاحبان قدرت است نه فریب تاریخ. همچنان که تلاش صاحبان قدرت در زدودن نام نیک دیگران راه به جایى نبرده و اثر معکوس داشته است.

از برجسته ترین افرادى که در ١۵٠ سال اخیر مى توان نام برد ابوالقاسم قائم مقام فراهانى معلم وپیشکار محمد میرزا فرزند عباس میرزا در آذربایجان است که با وفا کردن به عهد پیشین با عباس میرزاى نائب السلطنه در حرم ضامن آهو محمد میرزا را به سلطنت رساند و مدعیان بسیار تاج و تخت را از سر راه برداشت و خود نیز به رسم مالوف بر کرسى صدارت اعظمى نشست. از آنجا که قائم مقام دغدغه مردم را داشت و سر در آخور سفارت بیگانکان نداشت و در علم و ادب سرآمد روزکار خود بود که منشاتش به گلستان پهلو مى زد و مى توانست منشا تحول و توسعه باشد،توطئه کردند و شاه را راضی به قتل تاجبخش و در غروبى دلگیردر باغ نگارستان با فرو کردن دستمال در حلقش به زندگى او پایان دادند،چرا که شاه به پدر(عباس میرزا) قول داده بود که خون وى را نریزد.

دیگر چهره پرفروغ سیاست از کنج مطبخ منزل قائم مقام سر بر آورد و با استعداد و هوش خدادادى که داشت همانطور که قائم مقام پیش بینى کرده بود ” قوانین بزرگ بر روزگار گذارد”. میرزا تقى خان فراهانى فرزند کربلائى قربان آشپزباشى بسیار جوان بود که هوش و درایت خود را به قائم مقام اثبات نمودتا جایی که حسادت ایشان و فرزندانش را برانگیخت. ده ساله بود که در علم نگارش، صرف، نحو و حساب سرآمد شد و میرزا بنویس میرزا عیسى قائم مقام . پانزده ساله بود که نائب السلطنه به وزارت میرزا ابوالقاسم قائم مقام در حال جنگ با عثمانى بود و نوشتن قرارها و عهدنامه ها و گزارش امور را به عهده گرفت و چندى نگذشت که خود مامور عالى رتبه دولت و مسئول مذاکره با عثمانى و امضاى قراردادها شد. بامرگ محمد شاه، میرزا تقى که حالا به امیر نظام مشهور شده بود با قرض گرفتن از بازاریان هزینه انتقال شاه جوان ناصرالدین میرزا به پایتخت را تامین نموده و پس از دو ماه ایشان را بر تخت سلطنت نشاند. امیر نظام در بین راه تبریز و تهران اتابک اعظم (صدر اعظم) شد. امیر خیالات بزرگى براى ایران در سر داشت و باور داشت که مى تواند ایران را از کشورى عقب افتاده بودن به در آورد. موانع بر سر راه امیر علاوه بر مخالفت بیگانگان فقر عمیق فرهنگى جامعه ایرانى و نظام استبدادى بود. امیر چنان از تسلط خود بر شاه جوان و شیفتگى او به خود مطمئن بود که سرنوشت خود را با سرنوشت معلم و مخدوم خود -قائم مقام- یکسان نمى دید.

شرح خدمات امیر بسیار است و مجال در این سیاهه نیست. نخستین کار امیر در صدارت خاموش کردن فتنه هاى قدیمى و تحت نظم و امر دراوردن کشور بود. تاسیس دارالفنون به عنوان اولین دانشگاه و تاسیس کارخانه هاى اسلحه سازى و شعبه نظامى دارلفنون ، برپایى دیوان عدالت ، زدودن روحانى نمایان از محاکم شرع ، تاسیس روزنامه، چاپارخانه، نظام اطلاع رسانى و خفیه نویسى و نظام بودجه ریزى کشور از جمله اقدامات امیر کبیر بود. شاهزادگان بسیار و استعمار که اصلاحات امیر را بامنافع خود در تضاد می دیدنداز شاه جوان و بی تجربه فرمان قتلش را ستاندند.

همگرایى استبداد و استعمار همواره مانع پیشرفت و توسعه بوده و خواهد بود، و مزید علت ضعف فرهنگى جامعه در همراهى استبداد و استعمار به روش هاى گوناگون، و آنچه رگهاى امیر را در فین کاشان گشود ضعف جامعه در شناخت صلاح و صواب خود بود که بزرگ مردان زمانه خود را ارج ننهاد. شاید اگر استبداد در حذف امیرکبیر پرواى مردم داشت، تاریخمان به گونه اى دیگر نوشته مى شد.

اگر چه بعد از امیر ، بزرگ مردانى در صحنه سیاست ظهور کردندهمچون دکتر محمد مصدق که همه وجهه همت خود را مبارزه با استعمار پیر و استبداد قرار داد و با ملى کردن صنعت نفت ضربه اى کارى بر پیکر استبداد وارد کرد ولى باز عدم همراهى و حضور مردم منجر به محاکمه ایشان در دادگاهى نظامى شد و استبداد در پناه استعمار مستبدتر از گذشته به راه خود ادامه داد. خفقان پس از کودتا منجر به شکل گیرى جنبش هاى آزادیخواهانه از قبیل جنبش دانشجویى، جبهه ملى و حزب مؤتلفه اسلامى و … گردید و روحانیت شیعه که همیشه ملجأ و پناه مردم در برابر حاکمیت مستبد بود به رهبری خمینی کبیرپرچم مبارزه برافراشت و پس از ۱۵سال مبارزه نظام استبدادى را سرنگون کرد و نظام جمهورى اسلامى را بنیان نهاد. در طول این مبارزات چهره هایى در کنار خمینى بودند و ایشان را چه در دوران مبارزه که حاصل آن تحمل شکنجه هاى بسیار توسط ساواک بود و چه در دوران تثبیت و سازماندهى نظام یارى مى رساندند که بارزترین آنان روحانى جوانى به نام على اکبر هاشمى رفسنجانى بود که شجاعت و درایت بسیار از خود نشان داده و اعتماد رهبر کبیر انقلاب را به خود جلب کرده بود، و حکایتها از این اعتماد متقابل نقل زبان انقلابیون پیشتاز بود که بعضا موجب رشک همقطاران مى شد. شجاعت و مقاومت و پایدارى ایشان در دوران زندان ستمشاهى، اعتماد رهبر کبیر انقلاب، درایت، هوش و استعداد، عملکرد او در مدیریت بحران ، نقشى محورى و ویژه در تعیین سرنوشت کشور به وى داده بود.علاقه وافر او به قرار دادن کشور در ریل توسعه و شخصیت عملگرا و صبوروی به ایرانیان نوید ظهور امیرى دیگر را مى داد چرا که او نیز دغدغه مردم داشت . در دهه اول انقلاب که دوران تثبیت و سازماندهى انقلاب اسلامى بود در رأس مجلس شوراى اسلامى که تبلور حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است ، قرار گرفت و همزمان با تثبیت و اداره این نهاد به مدیریت جنگ تحمیلى پرداخت و زمانى که دریافت ادامه جنگ با منافع ملّى در تضاد است با شجاعت تمام به جنگ خاتمه داد. سپس با ورود به عرصه ریاست جمهورى دوران جدیدى از خدمتگزارى موسوم به سازندگى را آغاز نمود. شخصیت چند بعدى و فراگیر ایشان به گونه اى بود که در هر نهاد و مسئولیتى قرار میگرفت گویى آن نهاد مهمترین نهاد نظام جمهورى اسلامى است وبه عبارتى ایشان جایگاه مدیریتى که درآن قرار مى گرفت را عیار دو چندان مى بخشید و آن را تبدیل به مرکز ثقل حاکمیت مى کرد. از دیگر ویژگى هاى این مرد مبارز درس گرفتن از تاریخ و نگاهش به افق هاى دوردست تر ایران بود.شاید اوبه نیکی دریافته بودکه چرا اسلاف پیشین چون قائم مقام،امیرکبیر و مصدق در راهی که آغاز نمودند موفق نشدندو به مسلخ برده شدند که در بدو پیروزى انقلاب و در بحبوحه جنگ به تأسى از شخصیت محبوبش میرزا تقى خان دستور تاسیس دانشکاه آزاد اسلامى را صادر کرد تا به ارتقائ سطح علم ودانش وآگاهی که زیر بنای توسعه اجتماعی ،فرهنگی و… است همت گمارد.

جامعه آگاه و پویا که حق و حقوق خود را بشناسد نیاز به قهرمان نخواهد داشت وخود راهی خواهدیافت ویا خواهدساخت و اجازه تکرار اشتباهات را به تاریخ نخواهد داد. بخواب اى بزرگ مرد که ملت بیدار است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 8 =

همچنین ببینید

بستن