بازار بورس و چشم انداز آن

چارطاقی 40

بازار بورس، فرصت یا تهدید؟!

 

در این ایام به هر محفل مجازی یا حقیقی سرک میکشی، از بورس و سهام و سود و زیانش میشنوی.صدا و سیما و رسانه های دولتی و حکومتی مردم را تشویق به ورود و سرمایه گذاری در این بازار میکنند و از آنسو رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، سعی در بزرگنمایی خطرات و عوارض این بازار دارند. چند هفته پیش برای انجام کاری به دفتر خدمات ارتباطی( در جوار پل آبپا) رفته بودم و از متصدی آن شنیدم که حدود ۶۰۰ نفر از همشهریان در صف دریافت کد بورس و سجام هستند! چرا چنین فضایی ایجاد شده است و فواید و مضرات احتمالی این هجوم همگانی به بازار سهام چه میتواند باشد؟

رشد سریع قیمت سهام از دو سال قبل آغاز شد و شاخص قیمت سهام در سا‌ل‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به ترتیب حدود ۸۶ درصد و ۱۸۷ درصد رشد یافت. رشد این شاخص از زمان بازگشایی بورس در ۵ فروردین سال‌جاری ابعاد بزرگ‌تری به خود گرفت و تا ۲۱ اردیبهشت ماه (در مدت ۴۶ روز)، به ۴/ ۱۰۳ درصد رسید. تاکنون چنین رشد قیمتی در بورس تهران ثبت نشده است. به‌طوری که ملاحظه می‌شود این رشد بی‌امان شاخص کل بورس در ۲۶ ماه اخیر، بسیار فراتر از نرخ تورم و نرخ افزایش قیمت اسمی ارز است. میدانیم که در اقتصاد کشور، نقدینگی مازاد و سرگردان زیادی وجود دارد. در سالهای گذشته این نقدینگی متناسب با بازدهی بازار  به سمت مسکن و املاک، خودرو،  سکه ، ارز و یا هر زمینه پربازده دیگری جذب میشد؛ ولی در شرایط یکی دوسال اخیر که بهره بانکی کاهش پیدا کرد و بسیاری از موسسات اعتباری هم ورشکست شدند و با برگشت تحریمها وارد دوره جدیدی از رکود تورمی شدیم، بازار بورس به عنوان مفری برای دولت و راهی برای حفظ و افزایش ارزش پول شهروندان ظاهر شد.اما وقتی شاخصهای رشد بورس و سهام با دیگر شاخصهای اقتصادی کشور همخوانی ندارد، میتوان فهمید که یک جای کار میلنگد.رسالت اصلی بازار سرمایه تامین مالی است. در وضعیت عادی بخش مالی اقتصاد تابع بخش واقعی آن است. اگر بنگاه‌ها سودآور باشند، بازار مالی هم سودآور خواهد بود و اگر تامین مالی توسط بازارهای مالی به‌خوبی صورت بگیرد، در بخش واقعی اقتصاد شاهد تحقق رشد اقتصادی خواهیم بود. در زمان حبابی شدن قیمت سهام، این رابطه دو سویه عمل نمی‌کند و عملکرد بورس اساسا تحت‌تاثیر تجدید ارزیابی دارایی‌های شرکت‌ها قرار می‌گیرد نه بازدهی آتی سهام.در سه سال گذشته بازده سهام ۴۱۹ شرکت از ۵۰۶ شرکت حاضر در بازار سرمایه بیشتر از ۵۰۰ درصد بوده است. در این میان سهامداران ۲۱۳ شرکت بازده‌ای بالاتر از هزار درصد داشته‌اند (دنیای‌اقتصاد ۱۵/ ۲/ ۹۹).

حدود ۶۰ درصد ارزش سهام شرکت‌های بورسی، مربوط به صنایع محصولات پتروشیمی، فلزات اساسی، فرآورده‌های نفتی و کانه‌های فلزی است. هزینه تولید و قیمت فروش محصولات این صنایع انرژی‌بر، به‌شدت وابسته به قیمت حامل‌های انرژی در بازار جهانی است. در ۴۰ روز گذشته با کاهش کم‌سابقه قیمت نفت در بازار جهانی، قیمت صادراتی این محصولات به‌شدت پایین رفته است و سود پیش‌بینی شده این شرکت‌ها علی‌القاعده باید کاهش یافته باشد. در پی این تحولات انتظار می‌رفت ارزش نسبی سهام این شرکت‌ها در بورس کاهش یابد، درحالی‌که با جهش بی‌سابقه‌ای همراه بوده است.

مقایسه شاخص قیمت سهام با شاخص قیمت ارز و طلا در بازار آزاد گویای آن است که تا نیمه اول سال ۱۳۹۷، هم‌حرکتی نمایانی میان این سه شاخص وجود داشته است. بدیهی است عامل اصلی روند افزایشی در شاخص قیمت این سه بازار اساسا مربوط به تورم بالا در اقتصاد کشور، اثر آن بر نرخ ارز و تاثیر بازخوردی قیمت ارز بر تورم داخلی است. اما نکته در اینجا است که شیب افزایش قیمت سهام در سال ۱۳۹۸و ۵۰ روز اول سال ۱۳۹۹، تندتر از شیب افزایش نرخ تورم، قیمت سکه و ارز بوده است. به‌نظر می‌رسد پیشی گرفتن نرخ رشد قیمت سهام از نرخ رشد قیمت ارز و طلا یکی از نشانه‌های مهم حبابی شدن قیمت سهام است. این در حالیست که بعضی از شرکتهای حاضر در بورس مثل پتروشیمی کازرون، پتروشیمی دهدشت و … اساسا به جز چند هکتار زمین در بیابان و یک تابلو هیچ تاسیسات و تولیدی ندارند؛ با اینحال ارزش سهامشان پا به پای بازار چند برابر شده است! پس شکی وجود ندارد که بازار بورس ما دارای حباب بزرگی است و در نهایت هر سهمی تمایل به رفتن به سوی ارزش ذاتی خود را دارد و این به معنای دود شدن پول سهامداران سهمهای پرحباب است. حباب چیست؟ زمانی که قیمت سهام بخش خاصی از شرکت‌های بورسی یا همه آنها بی‌وقفه افزایش می‌یابد و نسبت قیمت به عایدی (P/ E) به‌شدت بالا می‌رود، حباب قیمت شکل می‌گیرد. این نسبت در ایران براساس ttm برای کل شرکت‌های بورسی و طبق آمار موجود تا پایان فروردین، به ۲۶/ ۱۴ مرتبه رسیده است. این وضعیت بسیار ناپایدار است.در این وضعیت دولتمردان از رونق بورس به خاطر جذب نقدینگی مازاد و جلوگیری از ورود آن به سایر بازارها استقبال می‌کنند و حتی ریاست محترم جمهوری آن را نشانه سلامت و ثبات اقتصادی در شرایط تحریم می‌خوانند. آنان با استفاده از این فرصت به اصطلاح مناسب، به‌دنبال آن هستند که اولا- بخشی از کسری بودجه خود در سال‌جاری را از محل واگذاری سهام شرکت‌های دولتی تامین کنند. ثانیا- با ایجاد بستر قانونی مناسب برای فروش سهام عدالت در بورس، کام صاحبان سهام را در این ایام تلخ شیرین کنند و مشکلات مالی نزدیک به ۵۰ میلیون نفر را حتی به‌طور موقت تا حدودی التیام بخشند.

شواهد موجود گویای آن است که بی‌تردید اقدامات و برنامه‌های دولت و شرکت سرمایه‌گذاری سازمان تامین‌اجتماعی در زمینه فروش سهام، هیچ ربطی به دغدغه‌های آنان در مورد واگذاری کنترل شرکت‌های تحت پوشش آنها به بخش‌خصوصی ندارد.

به‌رغم اصلاحات متعددی که در دهه اخیر در بازار سرمایه صورت گرفته است، ناظران بازار سهام می‌گویند در این مدت تعداد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس چندان افزایش نیافته است. سهم سهام شناوری بازار ناچیز است و از ۱۰ تا ۱۳ درصد فراتر نمی‌رود. گردش معاملات در هر حجمی محدود است. تا زمانی که محدودیت حجم مبنا و دامنه نوسان برداشته نشود، خریداران و فروشندگان بازار سهام بدون توجه به تحلیل مناسب از بازار عمل خواهند کرد و قیمت کشف شده بازار مبتنی بر تحلیل آن نخواهد بود. در دهه اخیر نه قوانین مورد نیاز برای عملکرد مستقل بازار به تصویب رسیده است و نه زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آن تجهیز شده است. در این وضعیت ورود به موقع مشتریان به بازار و خروج به موقع آنها از آن امکان‌پذیر نیست و از این طریق مشتریان زیان‌کار می‌شوند. در چنین بستر نهادی ناقصی، عاملان بازار سرمایه در ایران بیش از عاملان بازار سرمایه در کشورهای پیشرفته، مستعد در پیش گرفتن رفتارهای هیجانی و توده‌وار خواهند بود. وظیفه دولت فراهم کردن بستر نهادی مناسب برای عملکرد توأم با کارآیی بازارهای مالی و جلوگیری از تبانی عاملان بازار به زیان منافع عمومی است. اما دولت از انجام این وظیفه غفلت کرده است. بسیاری از فعالان بازار معتقدند که تا زمانی که حمایت دولت از بازار بورس وجود دارند، احتمال ترکیدن حباب و سقوط بازار اندک است؛ ولی به نظرم این دیدگاه لزوما درست نیست. اقداماتی مثل عرضه ناگهانی و انبوه سهام عدالت یا فروختن دو میلیون تومان ETF به هر شهروند با ۲۰ درصد تخفیف خود میتواند بازار را به شدت متلاطم و ناامن کند.

به عنوان کسی که حدود دو دهه بطور متناوب با بازار بورس سر و کار داشته ام، چند پیشنهاد به همراهان فهیم چارطاقی( در صورتی که به تازگی وارد این بازار شده اند و یا چنین قصدی دارند):

۱- در فضای فعلی به بازار بورس نگاه کوتاه مدت یا حداکثر میان مدت داشته باشید.

۲- همه سرمایه خود را در این بازار نگذارید.

۳- از مشاورین آگاه و امین استفاده کنید.

۴- قبل از خرید هر سهم درباره آن اطلاعات کافی کسب کنید.

۵- سهمهای بنیادی و با پشتوانه بخرید.

۶- برای خود حد سود و حد ضرر مشخص کنید و طبق آن عمل نمایید.

۷- با افزایش مطالعه و آگاهی از علایم بازار، به موقع از آن خارج شوید.

 

محسن حسنپور

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + سیزده =