×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

مرضیه یاریان

بسیاری او را بنیانگذار سبک هندی در شعر پارسی می‌دانند؛ با این وجود تعدادی از ادبای اصفهان و دیگرانی چون بیژن ترقی، سبک او را اصفهانی می‌خوانند( سبک اصفهانی نام دیگر سبک هندی است).

با اینکه مدت زمان قابل توجهی در دربار حاکمان سنی مذهب هند بود؛در اینکه از پیروان شیعه اثنی عشری بوده هم تردیدی نیست.با این حال همه اهل ادب متفق القولند که صائب بزرگترین غزلسرای قرن یازده هجری و نامورترین شاعر عهد صفوی است. درباره طول عمر، سال تولد و سال وفات وی هم روایات اندکی متفاوتند. در منابع طول عمر او از ۶۵ تا بیش از ۸۰ سال متغیر است. چون زادروز و سالمرگ صائب بطور دقیق مشخص نبود؛ نام او را به حروف ابجد برگرداندند و عدد۱۰۳ حاصل آمد. بنابراین قرار شد که صد و سومین روز سال که مصادف با دهم تیرماه هر سال است، به بزرگداشت صائب تبریزی اختصاص یابد. نوشتار ذیل به همین مناسبت به خوانندگان فهیم و فرهنگدوست چارطاقی تقدیم می‌شود.

میرزا محمد علی، متخلص به صائب، از معروفترین شاعران عهد صفویه است. تاریخ تولدش معلوم نیست، و محل تولد او را بعضی در تبریز و بسیاری در اصفهان دانسته اند؛ اما خاندان او مسلما تبریزی بوده اند. پدرش از بازرگانان اصفهان بود و خود یا پدرش به دستور شاه عباس اول صفوی با جمعی از تجار و مردم ثروتمند و متشخص از تبریز کوچ کرد و در محله عباس آباد اصفهان ساکن شد. عموی صائب، شمس الدین تبریزی شیرین قلم، مشهور به شمس ثانی، از استادان خط بود. صائب در سال ۱۰۳۴ هـ. ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسن الله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز با خود همراه برد. شاه جهان، صائب را مورد عنایت قرار داد و به او لقب مستعدخان داد (برخی بر این باورند که این لقب را درویشی به او داده است).

در سال ۱۰۳۹ هـ. ق که صائب و ظفرخان در رکاب شاه جهان در برهانپور بودند، خبر رسید که پدر صائب از ایران به اکبرآباد هندوستان آمده است و می خواهد او را با خود به ایران ببرد. صائب از ظفرخان و پدر او، خواجه ابوالحسن تربتی اجازه بازگشت خواست، اما حصول این رخصت تا دو سال طول کشید. در سال ۱۰۴۲ هـ. ق، که حکومت کشمیر به ظفرخان (به نیابت از پدرش) واگذار شد، صائب نیز به آن جا رفت، و از آن جا هم به اتفاق پدر عازم ایران شد. پس از بازگشت به ایران، در اصفهان اقامت گزید و فقط گاهی به شهرهایی از قبیل قزوین، اردبیل، تبریز و یزد سفر کرد. صائب در ایران شهرت فراوان یافت و شاه عباس دوم صفوی او را به لقب ملک الشعرایی مفتخر ساخت. وفات صائب در اصفهان اتفاق افتاد. سن او به هنگام وفات از ۶۵ تا ۸۱ گفته اند. آرامگاه او در اصفهان و در محلی است که در زمان حیاتش معروف به تکیه میرزا صائب بود.مکانی که اکنون آرامگاه صائب است در گذشته به صورت فعلی نبوده و بر اساس اطلاعاتی که از سالخوردگان محلی به دست آمد،بصورت باغی به نام باغ صائب بوده است. حتا در گذشته این آرامگاه را مربوط به امامزاده ای می‌دانستند و مردم برای ادای نذور به آن مراجعه میکردند! در قبل از انقلاب این آرامگاه را استادانی چون جلال الدین همایی،استاد صغیر اصفهانی، استاد نوای اصفهانی و تعدادی دیگر از بزرگان فضل و ادب اصفهان، با پیگیری‌های زیاد، کشف دوباره کردند و به مدت ۴ سال به سبک صفوی مرمت نمودند. تعداد اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار و سیصد هزار بیت و بالاتر نیز گفته اند. دیوان او مکرر در ایران و هندوستان چاپ شده است. صائب خط را خوش می نوشت و به ترکی نیز شعر می سرود.

پس از قرن پنجم هجری، زبان شعر فارسی به همت شاعران عارفی نظیر، سنایی، نظامی، مولانا، سعدی و حافظ در سبکی ویژه که بعدها سبک عراقی نامیدندش، استحاله شد. پیش از ظهور این بزرگان، شعر فارسی مبتنی بر دریافتهای حسی و بدوی از هستی بود. حماسه و قصیده غالبترین انواع ادبی و در مرحله ای پس از این دو، غزل عرصه بیان احساسات و عواطف شاعران موسوم به سبک خراسانی محسوب می شد. سبک خراسانی بر عناصری چون فخامت زبان و تصاویر شفاف و محسوس همراه با حس عاطفی غلیظ بنیاد گرفته بود. جهان بینی اکثر شاعران این دوره (به استثنای یکی دو تن) بیش از آن که افلاکی و حقیقی باشد، مجازی و دنیوی بود. شعر فارسی با گذر از سبک خراسانی و حضور و ظهور خلاق شاعرانی عارف در آن، زیبایی سرشار و متعالی و ظرافتی عظیم و غنی و وجوهی چندگانه پیدا کرد و اندیشه عرفانی غالبترین صبغه درونی آن شد.

هر کدام از بزرگان این سبک همچون قله های تسخیر ناپذیری شدند که با گذشت سالیان دراز، هنوز سایه سنگینشان بر شعر و ادب فارسی گسترده است. در این سبک، برخلاف جهان حسی و ملموس سبک خراسانی، شعر پای در وادی مفاهیم انتزاعی گذاشت. به گونه ای که شاعران بزرگ، متفکران بزرگی نیز بودند. در همین دوران بود که غزل فارسی با دستکاری بزرگانی چون حافظ و سعدی به اوج حقیقی خویش نزدیک شد. پس از قرن هشتم هجری اغلب شاعران، جز حفظ سنت و حرکت در حد و حدود و حاشیه آثار گذشتگان گامی فراپیش ننهادند. از قرن نهم به بعد، گروهی از شاعران در جستجوی راهی تازه کوشیدند تا شعر خود را از تقلید و تکرار رهایی بخشند. کوششهای این گروه در بیان صمیمانه و صادقانه حس و حال درونی و زبانی سهل و ساده و دور از تکلف و مناظره عاشق و معشوق خلاصه شد.

از شاعران این گروه که در تذکره ها با عنوان شاعران «وقوعی» و یا مکتب وقوع نام برده می شوند، کسانی همچون بابافغانی، وحشی بافقی، اهلی و هلالی از بقیه معروفند. آثار شاعران مکتب وقوع اگر چه در کنار آثار دیگر سبکها اهمیتی درخور پیدا نکرد، اما همچون پل ارتباطی بین سبک عراقی و سبک هندی زمینه ای برای پیدایش «طرز نو» بود. مرور این دو بیت از وقوعی تبریزی (از شاعران سبک وقوع) خالی از فایده نیست:

زینسان که عشق در دلم امروز خانه ساخت

می بایدم به درد دل جاودانه ساخت

چون مرغ زخم خورده برون شد ز سینه دل

آن بال و پر شکسته کجا آشیانه ساخت؟

از آغاز قرن دهم هجری تا میانه قرن دوازدهم هجری، شعر فارسی رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و شاعران معیارهای زیبا شناختی جدیدی را مبنای آفرینش آثار خود کردند و به کسب تجربه هایی تازه پرداختند که بعدها این «طرز نو» به سبک هندی معروف شد. از مهمترین علل نامگذاری این شیوه به سبک هندی، مهاجرت بسیاری از این شاعران به سرزمین اسرار آمیز هند بود. محققان دلایل بسیاری بر علت مهاجرت شاعران ایرانی به هند، ذکر کرده اند؛ از جمله استاد گلچین معانی مهمترین این عوامل را در خروج شاه اسماعیل اول، سختگیریهای شاه تهماسب، فتور ارباب مناصب در زمان شاه اسماعیل دوم، قتل عام شاهزادگان که مروج و مربی شاعران بودند، فتنه های پیاپی ازبکان، دعوت شاهان هند از ایشان، همراهی سفیران ایران، رنجش و ناخرسندی آزردگی از خویشان یا همشهریان، درویشی و قلندری، پیوستن به آشنایان و بستگان خود که در آن سامان مقام و منصبی داشته اند، سفارت، تجارت، سیاحت. عیاشی و خوشگذرانی، ناسازگاری روزگار، پیدا کردن کار، راه یافتن به دربار هند و… می داند. در هر صورت، زبان فارسی که سالها پیشتر از ورود این شاعران به هند در آن دیار گسترش یافته بود، با حضور این طوطیان شکرشکن، جانی دوباره و رونقی بسزا گرفت. بسیاری از حکام و پادشاهان هند از علاقمندان شعر و ادب پارسی به شمار می رفتند. حمایت این پادشاهان از شاعران فارسی زبان و تأثیر محیط و فرهنگ بومی هند، بر ذهن و ذوق اغلب آنان تأثیراتی خاص به جای گذاشت. زادگاه «طرز نو» ایران بود؛ اما این شیوه در هند رشد و نمو کرد و شکل کمال یافته خود را بازیافت.

شاعران بزرگی همچون صائب، کلیم، طالب، عرفی و… از مهاجرینی بودند که به طور مستقیم و از نزدیک، محیط و فرهنگ هندی را آزمودند و تجربه کردند. علاوه بر اینان بزرگانی چون بیدل دهلوی، غنی کشمیری و غالب دهلوی، شاعرانی هندی الاصل فارسی زبانی بودند که در دوره متأخر این سبک ظهور کردند و نگاهی سبک شناسانه به آثارشان حکایت از چیرگی مفرط ذوق و فرهنگ هندی بر آثارشان نسبت به شاعران گروه اول دارد. هر شاعر در افق خاصی از هستی قادر به کشف و دریافت لحظات و حالات شاعرانه زندگی است. سبک و شیوه هر شاعری در سرودن شعر نیز، شیوه ای منحصر و یگانه است؛ چرا که آفاق درک و دریافتهای شهودی و کشفی شاعران با یکدیگر متفاوت است. از طرفی به دلیل آن که همواره گروهی از شاعران در یک دوره معین تاریخی و در یک جامعه زندگی می کنند و تحت تأثیر عوامل مشترک همچون روح حاکم بر اندیشه های رایج در آن زمان و مسائل اجتماعی و… قرار می گیرند، زبان شعر یک دوره، صاحب ویژگیها و مؤلفه هایی می شود که در آثار شاعران آن عهد مشترک است. معمولا این ویژگیها و مؤلفه های مشترک را در زیرمجموعه سبکهایی که به سبکهای دوره ای موسوم است، بررسی می کنند.شعر صائب نیز در این چهارچوب قابل بررسی است.

در پایان،مزید اطلاع دوستداران این شاعر شهیر، یادآوری میکنم که هر جمعه در آرامگاه صائب، به مدت حدود دو ساعت شاعران و اهل ادب گرد می آیند و به شعرخوانی می‌پردازند و این سنت حسنه نزدیک به نیم قرن است که تداوم پیدا کرده است.

باشد که کوشندگان عرصه فرهنگ، در جای جای میهنمان بتوانند اختران علم و فرهنگ و ادب این سرزمین را چون صائب تبریزی،برکشند و پاس بدارند و به مردم ایران و جهان بازشناسند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد