×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

چل پسین در دهرم

عکس از بهنام بداغی بهلولی

مسعود قربان

اگر سوار بر الاغ از دشت دهرم بگذری ممکن است یک گوش الاغت خیس و تر شود و گوش دیگر خشک و فابریک بماند.

اگر دهرمی‌باشی و کمی‌قدیمی‌تر ، خوب یادت می‌آید که هرساله در فصل تابستان بخصوص از اول مردادماه تا دهم شهریورماه هر روز پسین حول و حوش ساعت ۴ ، مهمان‌های ناخوانده ای فضای آسمان دهرم را پر می‌کردند. ابرهای تیره و روشنی که از بالای کوه‌های پشمه و حسن گوری با سروصدای فراوان (غناهشت) گوش و چشمت را به واکنش و جستوجو وا می‌داشتند.

پس از آن بادهای تند (تیفون) همراه با گرد و خاک فراوان (بادپیچک) ارمغان دشت تفتیده و گرم دهرم می‌شد؛ هنوز خودت را جمع و جور نکرده بودی که بوی خوش خمینه (باران نم نم تابستانه) شامه ات را نوازش می‌داد و بارش رگباری باران اتفاق می‌افتاد. البته که این بارش سراسری و همه جا گیر نبود. بطوریکه یک قسمت از دهرم بارانی بود و قسمت دیگر آفتابی! ضرب المثلی در همین زمینه است که قدیمی‌تر‌ها می‌گفتند:«باران خمینه طوری است که اگر سوار بر الاغ از دشت دهرم بگذری ممکن است یک گوش الاغت خیس و تر شود (پر از آب شود و بگیرد) و گوش دیگر خشک و فابریک (خالی از آب و باز بماند)! (اصل ضرب المثل: بارون تووسون ، یه گوش خر تر یه گوش خر خشک)

آن روزها اگر قصب و خرما رسیده بود؛ همه ی مردم دوان دوان راهی باغ‌های خود می‌شدند تا خرمای فروریخته شده را جمع آوری کنند. آری! آن روزها چه شور و شوقی حکم فرما بود… فضای باغ آکنده می‌شد از سر و صداهای فراوان… پنگ مخ‌ها می‌شکست… آویزان می‌شد… مخ‌های پیرتر سر بر زمین می‌گذاشتند و وداعی تلخ با زندگی می‌کردند… پیش‌ها می‌شکست… دیوارها خراب و سرنگون وهمه چیز باغ درهم و برهم می‌شد… در یک اندک زمان ، خمینه ، بی نظمی‌عجیبی ایجاد می‌کرد. اما همه ی این بلا‌ها با تولید نوعی شور و شوق و شادی همراه بود… کسی را گریان و نالان از وضع موجود نمیدیدی… صدای هوار و قیــــــی (قیه) کشیدن‌ها با زمزمه‌های باغبانان (مرحوم حاج قلی ، مرحوم کربلایی بهروز ، مرحوم امراله کرمی‌و …) در هم تنیده می‌شد و دوباره فردا همان اسباب و بازی از سر گرفته می‌شد و تا چهل پسین پی در پی ادامه می‌یافت. چرا این ماجرا عصرها شروع می‌شد و همزمان با غروب غریبانه خورشید در انتهای دشت دهرم پایان می‌پذیرفت را من آن روزها نمی‌دانستم.

اما چرایی علمی‌ و هواشناسی آن چنین است:

«دلیل چل پسین در منطقه ما این است که در فصل تابستان، ابرهای باروری که در اقیانوس هند و خلیج بنگال شکل گرفته اند به کمک بادهای موسمی‌که از جنوب شرق کشور وزیده می‌شود به منطقه ما می‌رسند. با تقویت این ابرها در گذر از دریای عمان ، هوا کمی‌شرجی و مرطوب شده – از ابتدای تیرماه تا دهم مردادماه – هوای پسین‌های منطقه ابروبارانی و کمی‌طوفانی می‌شد .»

دلیل آن هرچه می‌خواهد باشد… اما چل پسین هرساله ادامه داشت و انرژی مضاعفی به دهرم و دهرمیها می‌داد. هرچند که حجمی‌از مشکلات را رقم می‌زد، اما موجبات دلخوری کسی را فراهم نمی‌کرد. این پدیده طی سالیان اخیر و همین امسال هم در حال رخ دادن است اما با حس و بو و شدت کمتری! شاید من آن را استشمام نمی‌کنم ولی ایمان دارم که چل پسین هم کمی‌کم رنگ تر شده… دیگر از خمینه و بارش رگباری باران در تابستان هم خبری نیست… هرچند که با آمدنش در این پسین‌ها، برق از آبادی ما رخت برمی‌بندد و دهرم در خاموشی مطلق فرومی‌رود ولی ای کاش باز هم می‌آمد…

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد