×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

وقتی بهرام برگمان نمی شود

پویا گزبلند

بهرام بیضایی به عنوان کارگردان، نویسنده و پژوهشگر عرصه سینما وتئاتر  طیف وسیعی از فعالیتهای گوناگون را از سرگذرانده است.

او نمایشنامه نوشته است با زبانی باستانی با توجه به سره نویسی اسطوره وار، او فیلمنامه نوشته است درباره معلمی در جنوب شهر، زنی روشنفکر، کودکی جنگ زده در شمال و زنی از پس پرده ای نئی در فضایی افسانه گون. فیلم ساخته است درباره آخرین روزهای آخرین پادشاه ساسانی در هجوم اعراب، تئاتر اجرا کرده است در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رخشید فرزین ، تحقیق کرده است در تاریخ وسیر پاره نمایش های ایرانی، نظریه پردازی کرده است در چرایی وجود تئاتر در یونان و نبودنش در ایران، پژوهش کرده است در نمایش ژاپن، چین ، هند و اندونزی و کتاب نوشته است درباره آلفرد هیچکاک کارگردان سینمای انگلستان و آمریکا؛ چرا؟

هشتمین سفر سندباد

او اکنون در آستانه هشتاد سالگی ایستاده است، با ده فیلم بلند و سیزده  تئاتر وبیش از صد نمایشنامه و فیلم نامه و پژوهی که بسیاری از آنها معلوم نیست به چه سرنوشتی خواهند رسید.

بدون ارزش گذاری اگر او را با اینگمار برگمان کارگردان و نویسنده سینما و تئاتر سوئد مقایسه کینم به سرعت نتایج جالبی آشکار می شود. نمودار پیشرفت های هنری برگمان کاملا مشخص و آشکار است .او از تئاتر آغاز کرد از دستیاری و بعد به اجرای نمایشنامه های نویسندگان بزرگ اسکاندیناوی پرداخت. پس از آن کارش را در استودیوهای فیلم سازی دولتی سوئد به عنوان فیلم نامه نویس پی گرفت. فیلم نامه هایش به فیلم بدل شدند و او سپس اجازه یافت فیلم نامه های خودش و دیگران را کارگردانی کند .برگمان معمولا به شکلی موازی سینما و تئاتر را پیش می برد. فصل های تئاتری سوئد کاملا مشخص و دقیق برنامه ریزی شده اند. او در تابستان معمولا در استراحتی چند هفته ای فیلم نامه ای را می نوشت و سپس با عواملی نیمه ثابت آن را به فیلم بر می گرداند. اوکه در دو دهه آخر عمرش بسیار کم کار شده بود- ترکیبی غریب از کیفیت و کمیت سینمایی و تئاتری در دو حوزه نویسندگی و اجراست. کارنامه برگمان مملو از اجرای تئاتری ، نمایشنامه و فیلمنامه و فیلم است .از پس این تداوم او موفق شده از این خیل وسیع فیلم حداقل ۲۰ اثر بسیار شاخص در کارنامه خود ثبت کند . همچنین می توان به جرات گفت او ده فیلم بسیار بسیار مهم برای سینمای جهان به یادگار گذاشته است.کارنامه برگمان آنچان وسیع و متنوع و پرباراست که مرگ او تنها اندوه یک فقدان فیزیکی بود و گرنه او کارش را با هنر یکسره کرده بود.

اما چرا کارنامه بیضایی- که ما خود بهتر از همه می دانیم در استواری و تحمل فشار کاری و نبوغ از پای در نیامدن، یک سرو گردن از اکثر اهالی سینما و تئاتر این مرز و بوم بالاتر است – در زمینه ساخت آثاراین قدر کم تعداد است؟

حقیقت و مرد دانا*

این مهم در چند بعد قابل بررسی است. بیضایی متولد ۱۳۱۷ در بستری رشد و نمو کرده که پایه های نهادهای فرهنگی اش، انسجام و استحکامی نداشته است ، چه در حوزه بستر سازی برای فعالیت های اجرایی و چه تحقیق و پژوهش .به همین دلیل است که او کار یک فرهنگستان را یک تنه بر دوش کشیده است. نهادی که هنوز این بار را نپذیرفته است. او با غوطه خوردن در منابع انگشت شمار تاریخ پیش از اسلام ، سفرنامه ها، دیوان شعرا، … دست به کاری خطیر و پیچیده زد . شناساندن ابعاد وجودی سابقه نمایش در ایران . از سویی او در جمع بندی این داده ها ، نظریه ای را پیرامون عدم توفیق نمایش در ایران ارایه کرد که با تمام کاستی هایش هنوز تازه و چالشی است.

او که از معتقدان تجربه گری در عرصه هنر است وقتی از حسرت های پروژه های به سرانجام نرسیده اش سخن می گوید، بیشتر از فرصت از کف رفته (تجربه کردن) شکایت می کند تا نساختن فیلم یا تئاتر. این گونه است که در ایامی که نمی تواند دست به ساخت اثری بزند، به نوشتن روی آورده است .اکثر انبوه نمایش نامه ها و فیلمنامه های چاپ شده او رنگ اجرا یا ساخته شدن فیلمی را به خود ندیده اند. و این باز – به قول خود او مانع از تجربه کردن حتا در وادی نوشتن می شود چه به مرحله عمل رسیدن نوشته است که پرده از کمی و کاستی متن فیلم نامه و نمایش نامه بر می دارد و می تواند به سیر تکاملی یک نویسنده کمک کند.

این ها همه را می توان به بی مهری های بی دریغ متولیان فرهنگ سالیان دور و نزدیک این مرز و بوم اضافه کرد تا دید هنر مندی که آرزویی جز به عینیت رسیدن ایده هایش درراهی مشخص و آرام ندارد، باید در رفتار احتمال رو به یقین متوقف شدن هر پروزه ای که به دست می گیرد خرد شود، و در نهایت به کنج خانه اش بخزد و عطش ایده ها و تصاویر و تجربیاتش را بر کاغذی فرو نشاند که سرنوشت انتشارش معلوم نیست.

بیضایی با این توان و استعداد، اگر در فضایی رشد کرده بود که سیاست گذاری های فرهنگی اش با اشخاص عوض نمی شد و تحقق و پژوهش جایگاه خودش را داشت، راهی را بر می گزید و در آن به دور دست های خود می شنافت .نیازی نداشت در برهوت بی توجهی به زبان و تاریخ و ماهیت نمایش ایران خود دست به کار شود. کار را به محققان و دانشگاهیان وا می گذاشت و از نتایج پژوهش های آنان بهره می جست. نیازی نداشت بی وقفه بنویسد. با هر نوشتن و تجربه کردن عملی اش- ازسوی خود یا دیگران ، گذری چند پله ای می کرد و چند فیلمنامه یا نمایشنامه اکنونش حذف می شد تا به کاری ماندگارتر بدل شود.

و امروزه روزی، می شد در فضایی دیگر -از ورای تمام عدم هایی که اجازه نمی دهد تصویری روشن از درخشش ها ، بدعت ها، کم و کاستی های او ترسیم کرد-  به نقد آثار او نشست و این البته آسیبی است در شناسایی و ارزش گذاری دقیق هنرمندی که خود او کمترین دخالتی در آن نداشته است.

از فیلم ها:  

عموسیبیلو: ۱۳۴۹

رگبار: ۱۳۵۰

سفر : ۱۳۵۱

غریبه و مه : ۵۳-۱۳۵۲

کلاغ : ۱۳۵۵

چریکه تارا: ۵۸-۱۳۵۷

مرگ یزد گرد : ۶۱-۱۳۶۰

باشد غریبه کوچک : ۶۵-۱۳۶۴

شاید وقتی دیگر ۱۳۶۶

مسافران : ۱۳۷۰

سگ کشی : ۱۳۷۹

وقتی همه خوابیم : ۱۳۸۷

از تئاترها

عروسک ها: ۱۳۴۵

سطان مار: ۱۳۴۸

مرگ یزد گرد: ۶۰/۱۳۵۹

کارنامه بنداربیدخش  : ۱۳۷۶

بانو آئویی : ۱۳۷۷

شب هزار و یکم : ۱۳۸۲

مجلس شبیه، در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین  ۱۳۸۴

افرا یا روز می گذرد ۱۳۸۶

(اجراهای خارج از ایران)

جانا و بلادور ۱۳۹۱

آرش ۱۳۹۲

گزارش ارداویراف ۱۳۹۴

طرب نامه ۱۳۹۵

* از عنوان داستانی کودکانه که در اوایل دهه پنجاه نوشت و مرتضی ممیز آن را تصویر سازی کرد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد