سیاستچارطاقی شماره ده

هویت ملی

مهندس امیر حق شناس
مهندس امیر حق شناس

قدمت و سابقه كشورها از تاريخ استقلالشان محاسبه مي شود.برخي تحت قيموميت كشورهاي استعماري پس از سالها مبارزه به استقلال رسيده اندوبرخي به مانند قرارداد ساكس،پيكو در حوزه نفوذ كشورهاي ديگر قرار گرفته اند وبرخي هم سابقه استقلالشان به قدمت تاريخ مي باشدو هيچ زماني تحت قيموميت و مستعمره كشور ديگري نبوده اند كه ايران از جمله آن كشورهاست.

اگر چه بامرور تاريخ ايران مي توان دريافت كه در دوره هايي به علت ضعف حكومت مركزي،و عدم حمايت مردم از حكومت مستقر،قدرتهاي فرامنطقه اي اعمال نفوذ كرده و عوامل دست نشانده خود رابه قدرت رسانده انداما هيچ دوره اي خود موفق به تسلط بر ايران نشده اند..

از ويژگيهاي بارز ايران كه آن را در منطقه متمايز از ديگر كشورهامي كند تاريخ پر افتخار وطولاني وهمزيستي مسالمت اميزاقوام مختلف با زبانهاي متفاوت وفرهنگهاي گوناگون تحت لواي كشوري به نام ايران است كه همگان به آن عشق مي ورزندوهر كس با هر دين وآيين ومسلك خود را فرزند مام ميهن مي پندارد..

آنچه موجب انسجام اجتماعي و وفاق ملي ايرانيان است عناصر هويت مليشان است كه در درازناي تاريخ شكل گرفته است.از ايران باستان تاورود اسلام به ايران ودوران بعد از اسلام..

هويت ملي ايران داراي عناصر متعددي مي باشد كه حاصل دورانهاي مختلف اين كشور است از عهد عتيق وجديدوايران باستان و دوران شكوفايي اسلام..

در خصوص تاريخ ايران مي توان به سه دوره اشاره كرد.دوره پيش از ورود اسلام ،دوره پس از ورود اسلام تا عصر صفوي ودوره پس از عصر صفوي… گذر از اين دورانهاي ذكر شده عناصر هويت ملي ايران رابر دو عنصر فراگيركه ديگر عناصر را ذيل آنها قرارداده است مي توان استوار ساخت .

دو عنصر هویت ايرانی و اسلامي به مثابه دوبال از مؤلفه هاي اصلي هويت ملي ايران كنوني است.

بعضي صاحبنظران در كنار اين دو عنصراز زبان فارسي هم به عنوان عنصري هويت بخش ياد مي كنند كه پر بيراه نيست اما با در نظر گرفتن وجود زبانهاي ديگري از قبيل كردي،تركي،بلوچي،..دركنار زبان فارسي و همچنين گستره استفاده از زبان فارسي از هند و چين تا آسياي صغير ويا به عبارتي فراتر از مرزهاي فلات ايران نمي توان فارسي را عنصري فراگير در هويت ملي شناخت چرا كه دراين صورت ديگر اقوام اصيل ايراني خود را انكار كرده ايم وبه دامن ديگر مليتها انداخته ايم.

عنصر ايراني بودن،  معلول تمدن چند هزارساله اين مرزوبوم است كه نه انكارشدنيست ونه قابل حذف .

محققان حوزه مردم شناسي ريشه برخي از فرهنگ و سنن زندگي امروز ايرانيان رادرآن دوران جسته اند.

در حكومت پهلوي به دليل تبليغ افراطي عنصرايراني ونمادهاي ايران باستان وناديده گرفتن اسلاميت ايران اثر معكوس در جامعه ايراني گذاشته ونه تنها باعث تقويت عنصر اسلامي در بين توده مردم شد بلكه مردم به دفاع از اسلاميت ايران بنيان حكومت را برانداخته و نظامي اسلامي بنيان نهادند.

پهلوي اول و دوم سعي در بزرگنمايي افتخارات دوران ايران باستان و زدودن بال اسلاميت ايران داشتند.به جشنهاي ٢٥٠٠سال پادشاهي و دعوت از سران دنياومعرفي تمدن چند هزارساله به جهانيان از اين زاويه مي توان نگريست..

پس از تشكيل جمهوري اسلامي ،سعي در زدودن اثار اقدامات پهلوي در تضعيف عنصر اسلاميت و تقويت عنصراسلامي شده است.

اما متاسفانه افراط و تفريط ظاهرا به فرهنگي عمومي در جامعه ما تبديل شده است چرا كه در دهه هاي اخيرتقويت عنصر اسلامي را در انكارويا تضعيف عنصر ايراني قلمداد نموده ، با نمادهاي آن سر عناد برداشته ايم.حتي در تبليغ اسلاميت هم دست به گزينش زده و عنصر شيعي را به عنوان فراگيرترين عنصر هويت ملي انتخاب نموده ايم.ملتهاي مختلف به دنبال عناصرمتعدد جهت تحكيم انسجام دروني و وحدت اجتماعي در دفع خطرات احتمالي ودر مواجهه بادنياي فرامرزي مي باشندواين درحاليست كه ما باروش حذفي اين عناصر هويت بخش را يكي يكي ناديده گرفته وسعي در حذف انها داريم ، درحال که به تعداد عناصر هويت بخش بايد به ديد يك فرصت نگاه كرد نه تهديد.

معضلي كه ابرقدرت فعلي (امريكا)با آن مواجه است نداشتن اين عناصر وبه تبع آن عدم توانايي بسيج مردمش براي منافعشان است.از اين روست كه مجبوربه استخدام مهاجر حتي در ارتش امريكاميشوند و درمنطقه خاورميانه با متحدانشان رو به ارتش اجاره اي مي آورند.

تعدد زبان واقوام ايراني فرصت است.همانطور كه زبان فارسي عنصري هويت بخش مي باشد،زبان تركي ،كردي،بلوچي،…..نيز در كنار زبان فارسي از مولفه هاي هويت ملي ايرانيان است..مگر شاه اسماعيل صفوي كه شيعه گري او از مرزهاي ايران فراتر رفته و امروز مي توان امپراتوري بر آن بنا نهاد با زبان تركي صحبت نمي كرد؟

همانطور كه عنصر شيعي امروز به عنوان فراگيرترين مولفه هويت ملي انگاشته مي شود ديگر اديان آسماني موجود دراين سرزمين به قدمت تاريخ نيز بخشي از هويت ملي ماست وبايد به دست خود فرصتها را به تهديد تبديل نكنيم..

هويت اين ملت در گذار از اعصار و قرون ايراني ،اسلامي شكل گرفته و در هم تنيده و غير قابل انفكاك است وناديده گرفتن هر كدام از اين دو نه تنها باعث حذف آن نمي شود بلكه موجب تقويت و توجه افراطي توده مردم خواهد  شد.

گواه اين مدعا ممانعت از ورود مردم به پاسارگاد و قبر كوروش در روز هفتم آبان وحرص وولع دوچندان مردم براي حضوردر آن روز،آن چنان كه در گذشته سابقه نداشته است و مسئولین را وادارکرد سرانجام تن به قبول تشکیل کمیته ای جهت انتخاب روزی به نام کوروش درتقویم ملی شوند.حاكميت اگر با كورش به عنوان نماد عنصر ايراني وهويت ملي سر سازگاري ندارد حداقل مي تواند وروددوستداران پيغمبر ذوالقرنين را خوش امد بگويد…

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید