نگاهی به مجامع صنفی معلمان از آغاز تا به امروز

چارطاقی 40

به مناسبت ۱۲ اردیبهشت که در کشورمان موسوم به روز معلم است( هر چند روز جهانی معلم برابر با ۱۳ مهر یا همان ۵ اکتبر است) به روال معمول این قلم نگاهی اجمالی به فعالیتهای صنفی این قشر خدوم و زحمتکش می افکنیم. گفتنی است که علت نامگذاری ۱۲ اردیبهشت به روز معلم مربوط به سال ۱۳۴۰ است. در تجمع اعتراضی معلمان در میدان بهارستان در ۱۲ اردیبهشت همان سال، یکی از معلمان به نام ابوالحسن خانعلی به دست نیروهای امنیتی کشته میشود و پس از آن این روز چنین نامگذاری میشود. بعد از انقلاب هم چون ترور شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت اتفاق افتاد و خبر آن با اندکی تاخیر رسانه ای شد، همان ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم تایید و تثبیت شد.

درباره اتفاقاتی که منجر به کشته شدن مرحوم خانعلی شد، شناختن فضای سیاسی و اجتماعی آن مقطع از تاریخ کشورمان ضروری است.

همزمان با سقوط دولت دکتر منوچهر اقبال در اواخر سال ۱۳۳۹ و آغاز نخست وزیری مهندس جعفر شریف امامی، جنبش معلمان به رهبری محمد درخشش، لیسانسیه تاریخ و جغرافیای دانشسرای عالی تهران و رئیس باشگاه مهرگان – تشکل اصلی معلمان- آغاز گردید. روز دوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ دکتر جهانشاه صالح وزیر فرهنگ لایحه ای به مجلس برد که طبق آن حداقل حقوق آموزگاران و دبیران به میزان قابل توجهی افزایش می یافت، تصمیم دولت بر این بود که از حقوق کارکنان شرکت نفت که حداقل پانزده برابر معلمان حقوق میگرفتند بکاهد و در مقابل ضمن افزایش حقوق پایه، برای بیمه درمانی و مسکن معلمان هم فکری اساسی بشود. طبق این تصمیم حداکثر حقوق یک دبیر به حقوق ثابت وزیر نزدیک میشد، حقوق ثابت وزیر ۲۵۰۰ تومان بود و قرار بود حقوق ماهیانه دبیران حداکثر به ۱۴۵۰ تومان افزایش یابد.

روز یازدهم اردیبهشت مجلس در مورد لایحه افزایش حقوق معلمان جلسه تشکیل داده بود، در همین روز معلمان در میدان بهارستان و نزدیکی های وزارت فرهنگ تظاهرات کردند. در این روز تظاهرات مسالمت‌آمیز آنها به خشونت کشیده شد، عده ای مجروح شدند، اما کسی کشته نشد. روز دوازدهم اردیبهشت ماه ابوالحسن خانعلی دانشجوی دکتری و دبیر دبیرستان جامی تهران کشته شد، سرگرد ناصر شهرستانی فرمانده کلانتری بهارستان با اسلحه کمری مستقیم به سر او شلیک کرد. از آن به بعد این روز به عنوان روز معلم شناخته شد، خانعلی، خواهرزاده سرهنگ محمدهادی شادمهر بود که بعد از انقلاب با درجه سرلشکری چهارمین فرمانده ستاد مشترک ارتش شد. در همان روز قتل خانعلی، غلامرضا احدیان آموزگار دبستان تابان حشمتیه با ضربه سرنیزه به شکم، سیاوش باباوندی دانش‌آموز کلاس چهارم ریاضی دبیرستان داورپناه با اصابت گلوله به لگن و حسین شرقی آموزگار دبستان دولتی شاه آباد از طریق ضربه به پهلو، مجروح شدند. اما اعتصاب معلمان ادامه یافت، آنها تقریباً شبانه روز در باشگاه مهرگان به سخنرانهای درخشش گوش میکردند؛ دکتر علی امینی هم در این جمع سخنرانی میکرد.

به دنبال این حادثه شریف امامی استعفا کرد و دکتر علی امینی به نخست وزیری منصوب شد، اما برای وزارت فرهنگ کسی منصوب نشد. با این وصف اعتصاب معلمان باز هم ادامه یافت، سرانجام محمد درخشش رئیس باشگاه مهرگان چند روزی بعد از قتل خانعلی، به وزارت فرهنگ منصوب شد، درخشش بلافاصله بعد از وزارت، وارد باشگاه مهرگان شد و در جمع معلمان سخنرانی کرد و گفت از این به بعد هر کس به اعتصاب خود ادامه دهد اخلالگر و کمونیست است.

مجلسین سنا و شورای ملی هم منحل شدند، به این شکل افزایش حقوق معلمان طبق طرحی که جهانشاه صالح داد، هرگز عملی نشد؛ حتی بعد از دکتر امینی زمانی که اسدالله علم نخست وزیر و جهانشاه صالح باز هم وزیر شده بود، این طرح مسکوت ماند.

مدتی بعد فعالیت باشگاه مهرگان غیرقانونی اعلام شد. درخشش بعد از آن دیگر هرگز به موقعیت سابق خود بازنگشت و معلمان که تا قبل از وزیر شدن او، نگاهی شبیه به پرستش به وی داشتند، هرگز اعتماد سابق را به دست نیاوردند. درخشش در سال ۱۳۵۷ بار دیگر وارد صحنه سیاست شد، اما نتوانست جایگاه از دست رفته را به دست آورد. معلمان و فعالان صنفی و تشکل‌های صنفی ـ مدنی معلمان، در چند سال اخیر جزو فعال‌ترین بخش جامعه مدنی ایران بودند و شاید با اطمینان بالایی بتوان ادعا کرد که تنها بخش متشکلی از جامعه صنفی و مدنی ایران هستند که توانایی سازماندهی و برگزاری تجمعات سراسری را در کشور داشته‌اند و طی ۵ سال اخیر بارها از این دست تجمعات سراسری را برگزار کرده‌اند. اما چه عواملی (در درون نهاد آموزش و بیرون از آن در سطح جامعه) در شکل‌گیری این فضا موثر بوده است؟ در تعامل معلمان با دولت چه عواملی دخیل بوده‌اند و آیا این سطح از سازماندهی و فعالیت صنفی توانسته است دولت و یا بخش‌هایی از آن را پاسخگو کند. آیا این پاسخگو کردن به عملکرد بهتر دولت در حوزه آموزشی انجامیده است؟ چه موضوعاتی فرا روی کنشگران صنفی معلمان وجود دارد؟

تاریخچه فعالیت‌های صنفی معلمان در بیش از نیم قرن گذشته پر از فراز و نشیب و کامیابی و ناکامیابی بوده است. شاید هنوز هم از زاویه‌ای بتوان اعتراضات صنفی معلمان با محوریت باشگاه مهرگان در اردیبهشت ۱۳۴۰ را نقطه اوج موفقیت‌های صنفی معلمان دانست که به سقوط دولت جعفر شریف امامی انجامید و رییس باشگاه مهرگان در دولت علی امینی به وزارت آموزش و پرورش رسید اما یک سال بعد، سقوط دولت امینی به تعطیلی باشگاه مهرگان نیز انجامید.

در روزهای پر خروش پس از انقلاب ۵۷، در کنار باشگاه مهرگان که فعالیت مجددش با موفقیت همراه نبود،‌ سازمان‌‌ها و تشکل‌های معلمان دیگری نیز شکل گرفت از جمله «کانون مستقل معلمان»،‌ «انجمن اسلامی معلمان»‌ و «انجمن معلمان مسلمان» اما شور انقلابی و شوق برساختن جامعه‌ انقلابی جایی برای طرح و پیگیری مطالبات صنفی معلمان نگذاشته بود.

دهه ۶۰ با فضای جنگ و شرایط تثبیت جمهوری اسلامی و و پس از آن فضای امنیتی برآمده از دولت هاشمی رفسنجانی عملا اجازه هیچ‌گونه فعالیت صنفی و تشکل‌یابی را به اقشار مختلف از جمله معلمان نمی‌داد. اگر چه در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی، وزارت آموزش و پرورش تحت مدیریت محمدعلی نجفی گام‌های مثبتی در حل مشکلات معیشتی و ترمیم حقوق معلمان برداشت و اصلاحاتی را در ساختار نهاد آموزش کشور انجام داد، اما هیچ کدام از آنها با عاملیت معلمان نبود و بیشتر اصلاحات متکی بر نگاه توسعه‌مدار دولت و وزیر بود.

فضای سیاسی و اجتماعی به وجود آمده در اواخر دهه هفتاد بود که اجازه داد تا معلمان برای نخستین بار گام‌های عملی برای بازتعریف هویت صنفی خود و تشکل‌یابی را بردارند و به شکل منسجم و هدفمند به طرح و پیگیری مطالباتشان بپردازند. به مرور و از اواخر دهه هفتاد نسلی از معلمان و فعالان صنفی در جامعه مدنی ایران رشد کرد که پارادایم‌‌های جدیدی را وارد فضای فعالیت‌های صنفی کردند. احمد مدادی که خود از اوایل دهه هشتاد از همین دست فعالان صنفی معلمان بود،‌ ویژگی نسل جدید فعالان صنفی را اینگونه شرح می‌دهد: «نسل جدید فعالان معلمان با تاکید بر هویت صنفی به فعالیت‌های مدنی و اجتماعی می‌پردازد، نگاهی مدنی‌تر دارد و از روش حل مساله به جای درانداختن طرح‌های ناممکن استفاده می‌کند. این نسل، فهم درستی از منطق و دینامیسم حاکم بر مناسبات قدرت و جامعه مدنی در جامعه ایران دارد و به افق‌‌های جدیدی در اتمسفر آموزشی ایران می‌اندیشد. این نسل شاید اولین نسلی است که آگاهانه در جهت سیاست‌زدایی از فعالیت‌های مدنی و صنفی ایران گام برداشته است.»

معلمان با همراهی بخش‌هایی از دولت وقت از جمله کمیسیون ماده ده احزاب، به سرعت کانون‌های صنفی معلمان را در سراسر کشور راه‌اندازی کردند و در اسفند ۱۳۸۰ شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان را تشکیل دادند که به مرور کانون‌های عضو آن به ۴۵ تشکل در سراسر کشور گسترش یافت. در کنار آن نشریات و هفته‌ نامه‌هایی از جمله «قلم معلم» با تمرکز بر مسایل و حقوق صنفی معلمان از سوی فعالان صنفی راه‌اندازی شد.

اولین حرکت اعتراضی منسجم صنفی معلمان پس از انقلاب در دی و بهمن ۱۳۸۰ شکل گرفت. این اعتراضات صنفی طی سال‌های ۸۱ تا ۸۶ به شکل اعتصاب و تجمعات سراسری با محوریت تشکل‌های صنفی و در اعتراض به مشکلات معیشتی معلمان ادامه یافت. گسترش فعالیت‌های صنفی معلمان به بازداشت و محاکمه تعدادی از فعالان صنفی انجامید و برخی از تجمعات معلمان نیز با برخورد خشونت‌آمیز ماموران امنیتی و انتظامی مواجه شد.

دولت خاتمی به دلیل کاهش درآمد‌های نفتی، عملا در پاسخ به مشکلات معیشتی معلمان توفیقی نیافت اما فضایی فراهم آورد تا تشکل‌‌های صنفی معلمان برای اولین بار پس از انقلاب ۵۷،  امکان تشکل‌یابی داشته باشند هر چند که این تشکل‌یابی با محدودیت‌های فراوان ایدئولوژیک و سیاسی همراه بود و تنها آن دسته از معلمان را شامل می‌شد که تضاد فکری و سیاسی با ارزش‌های حکومت نداشتند. اگر چه بیشتر معلمان به دلیل عبور از فیلترهای گزینشی اعتقادی و سیاسی سخت،‌ در عمل در زمره همین گروه قرار می‌گرفتند.

شروع کار دولت احمدی‌نژاد همزمان با اوج فعالیت‌ صنفی معلمان با محوریت تشکل‌های صنفی بود. مشکلات معیشتی انباشته شده معلمان و عدم اجرای قوانین مصوب مجلس برای رفع تبعیض بین درآمد کارکنان دولت، موتور محرکه این اعتراضات بود. زمستان ۸۵ و بهار ۸۶ اعتراضات منطقه‌ای و سراسری وسیعی انجام شد که در مواردی به تعطیلی ده روزه کلاس‌های درس انجامید. اما پاسخ دولت جدید به این اعتراضات سخت بود، ده‌ها معلم و فعال صنفی بازداشت شدند و صدها تن دیگر با محرومیت‌های اداری از جمله تبعید و کسر حقوق مواجه شدند. وزارت کشور در تابستان ۸۶ پروانه فعالیت کانون‌های صنفی از را لغو کرد. با اینکه بیشتر تشکل‌‌های صنفی معلمان پس از اعتراضات و تجمعات سراسری سال ۱۳۸۶ از سوی دولت وقت غیرقانونی اعلام شدند، اما شبکه ارتباطی معلمان به شیوه‌های مختلف و ابتکاری (از جمله در قالب تعاونی‌های اقتصادی و مسکن) موجودیت خودش را حفظ کرد. در شرایط پیش آمده از سودی دولت نهم و دهم، تلاش برای بهبود شرایط صنفی معلمان جای خود را به تلاش برای حفظ موجودیت صنفی معلمان داد.

مسلط شدن فضای سرکوب پس از انتخابات ۸۸ و امنیتی شدن فضای فعالیت‌های صنفی و اجتماعی، حلقه برخورد با فعالان صنفی معلمان را نیز شدیدتر کرد. بیشترین تعداد معلمان در بند در چند دهه اخیر طی این سال‌ها بود به طوری که در مقاطعی نزدیک به ده معلم با حبس‌های سنگین در زندان بودند. شدت برخورد چنان بود که حداقل ۴ تن از معلمان به دلیل فعالیت‌های عموما غیرصنفی‌شان حکم اعدام گرفتند و متاسفانه حکم اعدام سه تن از آنان در سال‌های ۸۹ و ۹۲ اجرا شد.

دولت نهم در سایه افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی، در نهایت به اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تن داد و اقدامات دیگری از جمله در زمینه بیمه تکمیلی معلمان انجام داد اما با توجه به افزایش چشمگیر نرخ تورم و مشکلات اقتصادی به وجود آمده، این اجرای ناقص قانون مدیریت خدمات کشوری نیز در عمل به افزایش قدرت خرید معلمان نینجامید. در پایان امیدوارم وضعیت آموزش و شرایط اقتصادی کشور به نقطه ای برسد که دغدغه معاش دیگر در اولویت خواستهای معلمان شریف سرزمینمان نباشد.

 

 

مرضیه یاریان

اردیبهشت ۹۹

نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 5 =