مشاهیر فراشبند

مشاهیر-فراشبند

سید رزاق امیری
سید رزاق امیری

مشاهیر یعنی افراد مشهورونامدار، یعنی کسانی که به سبب دارا بودن نبوغ و استعداد خاص و تلاش فراوان برای شکوفا ساختن و باور نمودن آن به موفقیت چشمگیر دست یافته و نام و نشان آنها در صفحات تاریخ برجسته و در اذهان مردم زنده مانده است.

تعداد افراد برجسته و نامدار فراشبند در زمینه های مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، علمی، هنری و جز آنها ، آنقدر زیاد است که نمی دانم انگشت اشاره را به طرف کدامیک از آنها دراز  کنم و درباره آنها سخن گویم.

وقتی که میخواستم این مقاله را بنویسم، همواره برای نوشتن آن در تردید بودم، زیرا که این نوشته گنجایش معرفی همه مشاهیر فراشبند را ندارد.علاوه براین نویسنده این سطور معلومات کافی وآشنایی لازم با زندگی تمام چهرهای برتر نداشته و این نقصان آگاهی من و معرفی ننمودن بسیاری از عزیزان سبب گلایه آنها یا اطرافیان و بازماندگان آنها که چهره درنقاب خاک کشیده اند میگردد.

چاره ای جز این نبود که بنویسم زیرا که عقیده دارم ارایه کردن گزارش ناقص و معرفی نمودن گروهی کوچک، بهتر از قلم بر زمین گذاشتن و ننوشتن است.

نوشته چنین مقاله ای، حداقل سبب این انگیزه می شود که عده ای ب تکاپو افتند و درباره مشاهیر شهر خود و اماکن اطراف آن تحقیق کنند یا اینکه شرح زندگی آنهارا برای ما ارسال کنند تا در ادامه همین مقاله و در شماره های دیگر ماهنامه چاپ و منتشر شود.

قبل از ذکر اسامی و شرح حال برخی از مشاهیر فراشبند در گذشته و حال، لازم است بگوییم، نام افراد گفته شده در این مقاله بر اساس حروف الفبا نبوده و طبق سنوات تاریخی تنظیم شده که به شرح زیر است:

 ۱) مهر نرسی:

مهر نرسی که نام وی به صورت،”مهر نرسه”،”مهر نارسه”مهر نارشاه” و “نرسی” نیز ذکر شده است. وزیر قدرتمند و با نفوذ بهرام پنجم مشهور به “بهرام گور” ساسانی است.

مهر نارسه یکی از نخست وزیران دانشمند زمانی ساسانیان و تاریخ ایران است که در دربار سه تن از سلاطین ساسانی به مقام صدارت رسید و آن سه پادشاه عبارت بودند از: یزد گرد اول، بهرام گور ویزدگرد دوم.

برخی دانشمندان و پژوهشگران تاریخ و باستان شناسانی مثل پرفسور هرتسفلد و لویی واندنبرگ بلژیکی نام گذشته فراشبند را “آبروان” یا “ایروان”  دانسته اند که روستایی مهم و تاریخی در زمان ساسانیان و قرون نخست اسلامی بوده است.

محمد بن حریرطبری در کتاب مشهور خود که “تاریخ طبری”  نام دارد مینویسد “گویند مهرنرسی از دهکده ایروان از روستایی دشت بارین از ولایت اردشیر خوره بود و در آنجا و هم در جره که از ولایت شاپور بود و به دشت بارین پیوسته بودبناهای بلند ساخت.

شایان ذکر است که اردشیر خوره نام گذشته ایالات فیروزآباد و ولایت “شاپور”  نام شهرستان کازرون بود.(۱)

    • برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مهر نرسی و زادگاه وی رجوع کنید به “تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند” سید رزاق امیری صفحات۴۸-۴۳

۲)حاج سید علیشیر فراشبندی:

از مبارزان فراشبند علیه استعمار انگلیس هنگام اشغال جنوب ایران در زمان جنگ جهانی اول بود.

شخص مذبور که از اوضاع سیاسی، اجتماعی ونظامی عصر خویش آگاه و یکی از نزدیکان، حاج سیدعبدالحسین مجتهد لاری بود، فتوای تاریخی آن مجتهد بزرگ را نزد صولت الدوله قشقایی در پشت باغ جنت شیراز برد و به سبب مبارزه ایل قشقایی علیه قوای متجاوز انگلیس گردید.

در کتاب فارس در جنگ بین الملل اول مینویسد:

“حاج علیشیر در حالی که شمشیر ی به گردن حمایل و قرآنی در دست داشتبه جمعیت {ایل قشایی} پیوست. نزد صولت الدوله ایستاد و پیام حاج سید عبدالحسین مجتهد لاری را دایر بر حکم جهاد با قوای پلیس جنوب { یا سپاه انگلیس} به وی ابلاغ نمود.(۱)

۱)برای کسب اطلاعات بیشتر درباره حاج سید علیشیر فراشبندی رجوع کنید به منابع زیر:

تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند ص ۲۳۳ و کتاب شورش عشایری فارس ، کاوه بیات، ص ۸۴

۳-۴)کربلایی محمد رضا نوشادی و حاج شاه ویس قاسمی:

افراد مزبور در سالهای متوالی نایب الحکومه و کلانتر فراشبند از جانب خوانین قشقایی و حاکم فراشبند بودند.

در کتب تاریخی دوران رضا شاه پهلوی و همان طور جنگهای عشایری، به تکرار درباره آنها سخن گفته شده است.

دکتر کاوه بیات هنگام ذکر قیام عشایر قشقایی علیه قوای متجاوز انگلیس و همچنین نبردهای فراوان آن ایل با ارتش رضا شاه مینویسد.

“حاج شاه ویس و حاج محمد رضا “(۱)از کلانتران فراشبند به سهم خود در اکثر جنگها شرکت داشتند(۲)

۵)استاد علیمراد فراشبندی:

این نویسنده و مورخ بزرگ که مدتی روزنامه “خانه ملت” را نیز در شیراز منتشر میکرد فراشبندی تبار است.

پدر وی که از مردم فراشبند بود بنابر عللی نامعلوم به شهربرازجان مهاجرت کرد و در آنجا رئیس اداره دیوان یا دارایی آن شهر گردید.

استاد فراشبندی که در فاصله سالهای۱۳۰۰تا۱۳۷۷هجری شمسی می زیست کتابهای فراوان را به رشته تحریر در آورده که برخی ازآنها عبارتند از:

۱)محمد پیغمبر شمشیر نیست

۲)انگلیسی ها رو بشناسید

۱) منظور از “حاج محمد رضا”همان کربلایی محمدرضا نوشادی و مشهور به نایب است.

۲)شورش عشایری فارس،دکتر کاوه بیات، ص۸۳

۳)تاریخ و جغرافیای برازجان یا سنگر مجاهدان (دوجلد)

۴)جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری و جزآنها

۶)حاج شیخ ابوالفضل حسانی:

در سالهای ۱۳۲۴ هجری قمری در شهر فراشبند تولد یافت و نام پدر وی شیخ علی بود.

دانش و معارف اسلامی را نزد پدر خود در فراشبند فراگرفت سپس برای تکمیل معلومات خود به نزد علمای بزرگ فارس در شیراز رفت.

عالم مزبور نقش مهم و اساسی درهدایت و ارشاد مردم فراشبند در عصر پهلوی داشت.وضع بقعه امام زاده شهید و نذورات آن را نظم و سامان بخشید و تلاش بسیار برای یافتن نام و شجره نامه آن امام زاده بزرگ نمود.

تجدید بنای مقبره امام زاده شهید در زمان خود و سالها تلاش برای رفع منازعات واختلافات مردم در خانه انصاف که نوعی دادگاه کوچک و مردمی در دوران وی بودکه برخی از مهم ترین اعمال اوست.

مسجد زینبیه فراشبند را با هزینه شخصی خود ساختو کتاب “منبع السعادت” را که درباره ائمه معصومین (ع)ومعرف اسلامی استبه رشته تحریر درآورد.

مرحوم شیخ ابوالفضل حسانی در سال ۱۳۵۸هجری شمسی و در ماه رمضان درگذشت.

۷)شیخ عبدالشهید حسانی:

در فاصله سالهای ۱۲۹۸ تا ۱۳۷۳ هجری شمسی زندگی می کرد.

در یکی از روزها که مهمان ما بود، تمام اوقات خود را به عبادت و خواندن نمازهای مکرر یا مطالعه سپری میکرد.

برخی افراد غریب و بی پناه را در منزل خود می آورد واز آنها حمایت میکرد. گاه نیز هزینه زندگی برخی از افراد معلول را میپرداخت و از آنها نگهداری میکرد.

نوجوانی بنام “بگ میرزا” را که عقب مانده ذهنی و بی سرپرست بود به عنوان فرزند خوانده خود پذیرفته بود و با او زندگی میکرد.

تنها اثر مکتوب باقی مانده از وی، کتابی است بنام “کپو” که به تقلید از کشکول شیخ بهایی و سایر بزرگان نوشته شده است.

کلمه “کپو”در فرهنگ زبانو گویش مردم فراشبندبه معنی سبدی کوچک است که به وسیله برگ درخت خرما تهیه و بافته میشود.

کتاب مزبور شامل گنجینه ای نفیس از اشعار عربی، فارسی، جملات زیبا، داستانهای کوتاه و فرهنگ و لغات عامه است.

در کتاب “کپو”بخشی از اشعار و سرودهای مرحوم شیخ عبدالشهیدحسانی و شرح زندگی وی آمده است که خواننده کتاب را با گوشه هایی از اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی فراشبند در گذشته آشنا میکند.

۸) دکتر خسرو قاسمیان:

در تاریخ دوازدهم مرداد۱۳۳۶در شهر فراشبند و محله “حمام کهنه” آن دیده به جهان گشود.

نام پدر وی “فولاد”و نام مادرش”مدینه” است.

دکتر قاسمیان یکی از ادبا، فضلا، شاعرانو نویسندگان بنام فراشبند است.

تحصیلات ابتدایی را در شهر و زادگاه خود فراشبند گذرانید.

مدتی بعد ترک تحیل کرد و دوباره در مدارس شبانه روزی و بزرگسالان به ادامه تحصیل پرداخت.

ابتدا شغل معلمی را در مدارس فراشبند برگزید سپس از آن راهی دانشگاه شیراز شد و موفق به اخذ درجه دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی گردید.دکتر قاسمیان شغل معلمی درمدارس را رها کرده و اینک سالهاست که به عنوان استاد و هئیت علمی در دانشگاه شیرازو دانشگاهای اماکن مختلف کشور به تدریس مشغول است.

برخی آثار وی عبارتند از:

۱) مجموعه اشعار به نام”از جنس خورشید”

۲) ازنخلستان تا بهشت(شامل دو قصیده بلند)

۳) بوی پاییز(مجموعه اشعار آماده چاپ)

۴) کتاب شناسی توصیفی و تحلیلی مثنوی معنوی(آماده چاپ)

۵) فرهنگ واژه ها و اصطلاحات مردم فراشبند(آماده چاپ)

۶) مکاتبات اداری(چاپ و منتشر شده)

۷) تشنه ی تماشا(مجموعه ای از رباعیها و دوبیتی ها)(زیر چاپ)

۸) آیه های آشنایی(شامل ۸۱ غزل)(زیر چاپ)

۹) از روزن چشم(شامل مجموعه ای از اشعار و تکمیل شده ی همان کتاب از جنس خورشید است با برخی اضافات)

۱۰) تصحیح دیوان حافظ

۹)اسماعیل جمالی:

در تاریخ بیستم فروردین۱۳۴۳هجری شمسی در شهر نوجین از توابع شهرستان فراشبند دیده به جهان گشود.

شخص مزبور تصحیلات ابتدایی تا دیپلم را در شهر خود و منطقه فراشبند گذرانید.

در فاصله ی سالهای ۱۳۶۰تا ۱۳۶۴هجری شمسی در جنگ ایران و عراق و نبردهای مختلف آن شرکت کرد و برای حفظ مرزهای اعتقادی و جغرافی کشورمان فداکاری فراوان نمود. در تاریخ بیست و ششم بهمن ۱۳۶۴ هجری شمسی، براثر اصابت سلاح شیمیایی و موسوم به “گاز خردل” از ناحیه چشم ریه و سایر اعضای بدن دچار مصدومیت شدید شد و برای درمان به کشور اسپانیا اعزام گردید.

اسماعیل جمالی بر اثر سلاح شیمیایی چشمان خود را ازدست داد ولی به وسیله جراحی و پیوند قرنیه یکی از چشمهایش حدود۲۵% بینایی خود را بدست آورد.

شخص مزبور از جراحت ریه های خود رنج میبرد و مشکلات فراوان را تحمل میکند.علاوه بر این قرنیه پیوند زده وی نیز درحال نابودی است.

اسماعیل جمالی یکی از نویسندگان مشهور فارس در حوزه ی دفاع مقدس و خاطره نویسی است.برخی از کتابهای وی عبارتند از:

۱)چشمهای خردلی

۲)همپا

۳)پسران حوا

۴)پنچ یار دبستانی

۵)لا له های تنگاب و جز آنها

۱۰) عباس کشاورز:

فرزند “امیرقلی” است و در سال ۱۳۳۳هجری شمسی و در محله سه چرخی فراشبند دیده به جهان گشود.

تصحیلات ابتدایی خود را در فراشبند و تصحیلات تکمیلی را در شهر فیروزآباد گذرانید.

در سال ۱۳۵۸ هجری شمسی به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد و در فراشبند مشغول به کار شد.

مرحوم عباس کشاورز مردی کریم بود و برخی مدارک تاریخی مربوط به فراشبند را که حاصل زحمات خود بود برای تألیف کتاب تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند در اختیار نویسندگان این مقاله گذاشت. شادگوی و شاد زی بود و این مهم در اشعار طنز و عامیانه وی انعکاس یافته است.

عباس کشاورز توانست با سرودن بسیاری از ابیات شیرین و مردم پسند، بخش مهمی از اصطلاحات و واژه های متروک را که مخصوص گویش مردم فراشبند است، برای آیندگان باقی بگذارد و از دستبرد فراموشی حفظ کند.

اشعار وی دارای مضامین اخلاقیو اجتماعی و یادآور کتاب “نسیم شمال” و سایر سایر طنز سرایان متعهد است.

مجموعه اشعار وی در سال ۱۳۹۰هجری شمسی و به همت فرزندان وی به زیور طبع آراسته شده.

این کتاب که “آوای خموش” نام دارد در ۲۰۸ صفحه و به وسیله چاپخانه احسان فراشبند فراشبند چاپ و منتشر گردیده است.

عباس کشاورز در تاریخ شانزدهم شهریور ماه ۱۳۷۵ وفات کرد و در قبرستان امامزاده سید احمد فراشبند دفن شد.

این بود خلاصه ای از شرح حال و آثار برخی مشاهیر فراشبند در سده اخیر که در حد توان و بضاعت علمی نویسنده این مقاله به رشته تحریر درآمد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 5 =