جامعهچارطاقی شماره ده

فرمانداری که راه بازگشت را نبست

فرمانداری که راه بازگشت را نبست

ابراهیم کاوسی
ابراهیم کاوسی

با بیست سال تجربه رفاقت و همراهی با حاج محسن پورزارعی به این نتیجه رسیده ام که “مهره مار” دارد،می شود بعضی دیدگاه هایش راقبول نداشت،نقدش کرد، اما نمی شود دوستش نداشت واز همنشینی و همصحبتی اش بهره هانبرد واز مطایبه هایی که خاص ما فراشبندی ها است حظ نبرد.

ناچارم برای اینکه متهم به چاپلوسی و تملق نشوم برای ادامه سخن خود دست به دامن سعدی علی الرحمه شوم که:  مرا طبع از اين نوع خواهان نبود/ سر مدحت پادشاهان نبود” و برای تاکید بیشتر بایدعرض نمایم که تاکنون انتظار”صله ای” از ایشان و دیگر اصحاب”قدرت و تصمیم” نداشته ام تا زبان به “نعت “کسی بگشایم. ولی حق دارم اعترافی صادقانه نمایم که همیشه به روحیه و نفس سلیم حاج محسن غبطه می خورم و بارها با خود گفته ام چقدر خوب برای خودسازی و وارستگی خود وقت گذاشته است وکاش فرزندان بیشتری چون ایشان از دامن شیرزنان فراشبندی برمی خاست تا علاوه بر صفت شجاعت، دیگر صفاتی چون مردمداری و انسان دوستی نیز برای وصف فراشبندی هابیشتر به کار می رفت.

نمی دانم چه میزان فضای معنوی جنگ و جهاد در روحیه ایشان موثر واقع شده است چون که بیش از آنکه سیاستمدار باشد اخلاق مداراست ودر رعایت موضوعات شرعی نهایت حساسیت را به خرج می دهد تا جایی که شنیدم امام جمعه سابق در جمعی دوستانه به ایشان لقب”امام جمعه موقت”داده بودو همچنین هویت وشخصیت ایشان چنان با جبهه و شهادت پیوند خورده است که نماینده فعلی در مجلس با صفت”شهید زنده” از ایشان یاد می کرد.مهم تر آنکه اعتقادوباورعمیقی به نظام جمهوری اسلامی وارکان نظام دارد؛در مسیر ولایت گام برمی داردولی ولایت معاش نیست.

به یاد دارم هفده سال قبل که مسول حراست اداره آموزش و پرورش فراشبند بود روزی به دیدارش رفتم در میان گفتگو جمله ای تقریبا معمولی درباره فردی گفتم هرچند از نظر فکری با آن فرد سازگار نبود ولی محترمانه تذکر داد که این” کلمه” برای شخص مورد اشاره صحیح نیست و چقدر زیبا درس تقوای عملی به من آموخت .

از زمانی که جمعیت تلاش برای عمران فراشبند” را بنا گذاشت آشکارا نشان داد که دغدغه جدی توسعه فراشبند را دنبال می کند و ادامه همان کوشش ها در نهایت به شهرستان شدن فراشبند منتهی گردید.

ایام سپری شد تا سال ۹۲ و روزی که نظرها متوجه ایشان شد بعد از کسب فرصت برای مشورت وبررسی بیشتر،جاه طلبی و خودبینی را کنار گذاشت وایثارگرانه وارد میدان شد وآستین خدمت را بالا زد.او می دانست به کجا می رود وضعیت کشور و شهرستان را از لحاظ بودجه و اعتبارات می دانست و نیک می فهمید که راه دشوار است و منزل بس دراز ولی راهی شد تا شاید قدمی و قلمی برای پیشبرد امورات زادگاه خود بردارد.

تنگ نظری فکری درمواجهه با نیروهای توانا و سالم شهرستان نداشت وبه تمامی سرمایه های انسانی شهرستان فراشبند فارغ از خط کشی های رایج سیاسی توجه داشت و برای ارتقاء آنها زبان خیر می گذاشت واز هیچ کوششی نیز دراین خصوص دریغ نورزیدو چندین باراز ایشان شنیدم که فراشبندی ها اگر به مناصب بالایی برسند بالاخره روزی به درد فراشبند خواهند خورد.

رسم های نیکو نهاد،درجایی گفته نشد که خودش و خانواده اش رانت خواری و استفاده تبعیض آمیز از امکانات دولتی کرده باشند برخلاف مدعیانی که رانت استخدام نزدیکان و بهره مندی از امتیازات خاص دامن شان را تر نموده است.

از پیامک های ساعت دو نصف شب و پنج صبحی اش که معمولا درمورد موضوعی نظر یا توضیح می خواست می توان پی برد که “فرماندار تمام وقت”برای فراشبندبود.از کارهای تبلیغاتی زودگذر دوری می جست و به دنبال کارهای ماندگار و زیرساختی بودهمانند تهیه اطلس معادن شهرستان و شناسایی نه معدن جدید که با بهره برداری ازآن،ظرفیت اشتغال و تولید فرآورده های معدنی شهرستان فراشبند متحول خواهد شد.

نوع نگاهش به همه ادارات و مناطق زیرمجموعه شهرستان متوازن بود؛ اداراتی مانند میراث فرهنگی،کانون پرورش فکری کودکان،بهزیستی واوقاف و حتی روستاها ومناطقی که قبلا درحاشیه اعتبارات قرار داشتند در کانون توجه مدیریت عالی شهرستان قرار گرفتند که میوه های این نگرش جدید ومتفاوت به تدریج به بار خواهند نشست.

به نقد و انتقاد منصفانه باور داشت و برای مخالف فکری و برنامه ای خود حرمت وارزش قایل بود حتی در مواقعی که صداهایی مرزهای اخلاق و انصاف را زیر پا می گذاشتند صبورانه تاب می آوردو تمرین خویشتنداری میکردو چه خوب ازعهده نقش وزنه تعادل ترازوی تضارب آرا و نظرات مختلف برآمد.

 فرماندار بود ولی فرمانبر نبود و در این خصوص مثال ها در چنته دارم که نقل آن جاوفرصت دیگری می طلبد،بطور معمول صحبت های موافق و مخالف را می شنید و به قول خودش تصمیمی می گرفت که برای فردای قیامت خود جواب داشته باشد.

گندم نمای جو فروش نبودوانصافابه برنامه های دولت تدبیروامید وفادار بود و چنان به مشی اعتدال و میانه روی مبادرت می ورزید که پسند و مقبول خیلی ها نبود چرا که عمیقا می دانست آرامش و امنیت پیش درآمد توسعه است و سعی داشت امید و اتحاد مردم فراشبند-وحتی وحدت وپیوندترک و تاجیک- دستخوش موضوعات حاشیه ای نگردد.

در ظاهر به نظر می رسد اگر دوراندیشی و تدبیر در حوزه انتخابیه وجود داشت از فرصت تمایل ایشان به جابجایی می شدبستری برای ادامه خدمت شان درهمین حوالی بهره برد،گرچه پرونده محروم شدن شهرستان از ادامه خدمت یک نیروی صادق،دلسوز و توانمند باید برای فرداهاباز بماند.

برای دلسوزان و مسولینی که دستی در مشکلات فراشبند دارند این روزها جای خالی ایشان خیلی احساس می شود ،       بخصوص آنکه شخصیتی درستکارومجرب نیزسکاندارشهرداری شده است و همکاری تنگاتنگ این دو قطعا وضعیت بصری و مبلمان شهری رادگرگون می کرد.

 به هر حال اکنون باید کارنامه عملکرد ایشان درشهرستان فراشبند براساس مستندات و مدارک موجود-وبه دور ازسیاه نمایی ونگاه جناحی-درمعرض داوری منصفانه و دقیق اهل نقدو نظر قرارگیرد تا ازاین رهگذرفرمانداران بعدی و آیندگان تجربه اندوزی نمایند.اینکه تقوای خود و امید مردم خرج گفته های شعاری وبدون بنیان های علمی گردد نه گره ای از مشکلات و محرومیت های شهرستان فراشبند می گشاید و نه به خیر و صلاح جامعه نیازمندوحدت فراشبنداست ، فقط دل ها را از هم دورمی کند و به جای محبت و همدلی بین مردم عزیز فراشبند کدورت و تاریکی می نشاند.

امروزدیگرحاج محسن پورزارعی در کسوت یک کارشناس مجرب امورشهرستان فراشبند و حتی حوزه انتخابیه است و در زمره یکی ازسرمایه های اجتماعی شهرستان فراشبند قلمداد خواهد شد .

شاید تقدیر شود روزی این سرمایه گرانقدررابرای کاری بزرگتر و در بازاری رقابتی تر نقد کرد.

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید