×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

علی حسانی

علی حسانی

قسمت پنجم (سه قسمت قبلا در شماره­های ۱ تا ۳ منتشر شده اند.)

مقدمه:(۱)

انقلاب اسلامی ایران عملا در بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست، اما به یقین ریشه و شروع انقلاب اسلامی عمری خیلی طولانی­تر دارد و عوامل متنوع و مختلفی بر شکل گیری، تداوم و درنهایت پیروزی آن تاثیرگذار بوده است.

ناگفته پیداست واکاوی جریان انقلاب و شناخت و معرفی ابعاد و عوامل موثر بر آن کاریست در مقیاس کلان، که علاوه­بر ضرورت وجود همتی بلند و فرصتی کافی، بضاعت علمی و اطلاعاتی عمیق و توان سرمایه­گذاری­های کلان از لحاظ زمانی، معنوی، مادی، مالی، و بخصوص بهره­مند بودن از همکاری نیرو­های انسانی شایسته، لایق و توانمند را می­طلبد، که لازمه­ی آن حداقل در اختیار داشتن زمان و فرصتی است به بلندای طول عمر فعال یک تیم پژوهشی ویژه، مجرب و با انگیزه.

همچنین جامعه­ی آماری، محدوده­ی جغرافیایی و عناصر و عوامل اثرگذار بر انقلاب اسلامی را نه تنها درون مرز ایران و کشور­های اسلامی و خاورمیانه و قاره­ی آسیا بلکه در کره­ی خاکی و کل جهان باید مد نظر قرار داد.

این است که به جد و از ابتدای کار توجه مخاطبان را به این نکته جلب می­ نمایم، که در واقع موضوع این مبحث نه پروسه­ای به نام “انقلاب اسلامی ایران” است، نه منظور بررسی نقش فراشبند در جریانات سیاسی کلان کشور در طولانی مدت و نه من و دوستان همکار داعیه و توان ارائه­ی کاری در حد و اندازه­ی چنین موضوع عظیمی را داریم؛ بلکه آنچه ما پیگیر آن هستیم این است که سهم گوشه­ای از جغرافیا­ی کشور عزیزمان ایران، به نام “فراشبند” را در اثرگذاری، شکل گیری، تثبیت و تداوم “انقلاب اسلامی ایران” و همچنین در جنگ ۸ ساله­ی تحمیلی نشان دهیم، و تاثیر پتانسیل تاریخی مردم این دیار در مسائل سیاسی و نوع برخورد­های غیرتمندانه و شرافت­محور بزرگان و آبا و اجدادمان در طول تاریخ با حاکمان وقت و ایستادگی در مقابل زورگویان و ابراز رشادت­ها و مردانگی­های غرورآفرین و عزتمندانه­ی آن­ها را در مقیاس منطقه­ای (البته در حد بضاعت و توان و امکانات اطلاعاتی محدودی که در اختیار است) بررسی نموده و به رشته­ی تحریر درآوریم. تا آنجا که ممکن باشد صحنه­های زیبا، حماسه­های شگفت­انگیز ایثارگری­ها، دلاوری­ها ، بروز شجاعت­ها، بی­باکی­ها و غیره را به نمایش گذاریم و در حد امکان بازیگران و نقش آفرینان این رخداد­ها و صحنه­های زیبا را معرفی نمائیم، و در نهایت تاثیر آنچه بیان شد بر روند تسریع “انقلاب اسلامی” در منطقه و آگاهی­بخشی به شهروندان و اثرگذاری هر چند جزئی آن بر مناطق هم­جوار را واکاوی، شناسایی و معرفی کنیم.

انتظار می­رود همکاری، استقبال و مشارکت صادقانه، داوطلبانه.و عاشقانه­ی تمام شهروندان علاقه­مند به ثبت و ضبط مسائل فرهنگی و تاریخی اعم از روستاییان فرهیخته، غیور مردان و شیر زنان عشایر و شهرنشینان فهیم، در این پروژه­ی ملی “ملی در محدوده­ی آب و خاکی فراشبند” و جمع­آوری و رساندن هر چه سریع­تر داده­های لازم به ما، دست­رسی به اهداف پروژه را در زمان و حدی نسبتا ایده­آل سریع­تر و امکان­پذیر نماید.

و نیز از آنجا که کمیته­ی برنامه ریزی “روز فراشبند” هدف­گذاری دراز مدت و دائمی و هر ساله برای برگزاری این جشن پیش بینی نموده است، می­توان گفت دغدغه­ی محدودیت زمان هم آنچنان جای نگرانی ندارد؛ یعنی تا هر مقدار که این پروژه پیشرفت کند درسالهای آتی ادامه خواهدیافت .

بی­شک اگر عزیزانی که اطلاعات و خاطرات مستند و واقعی از رخدداد­های مربوط به حماسه­های اسلاف و گذشتگان قبل از شروع نهضت امام “ره” (که مشکل­ترین و سخت­ترین قسمت کار ما در همین مقطع است)، و صحنه­های انقلاب، جنگ تحمیلی، حماسه­های زیبا و به یادماندنی، ایثارگری­های فرزندان این مرز و بوم، به هر شکل و هر صورت دارند “از مستندات کتبی و تصویری و غیره گرفته تا خاطرات شفاهی و سینه به سینه” زودتر و سریع­تر در اختیار ما بگذارند، به یقین نتیجه­ی کار هم، زودتر، پربارتر و جامع­تر آماده خواهد شد.

باز هم لازم می­بینم خاضعانه اعتراف کنم که خود را در حد و اندازه و قد و قواره­ای نمی­بینم که بتوانم حق مطلب را در این کار پژوهشی عظیم آن گونه که سزاوار و شایسته است ادا نمایم.

 سال­هاست باخود می اندیشم که تکلیفی بر­عهده دارم و رسالتی بر دوش، تا بعضی رخداد­ها و حماسه­آفرینی­هائی را که شاهد و ناظر  و در بعضی ازآن­ها خود یکی از نقش­آفرینان بوده­ام، یا این که به صورت سینه به سینه و یا از طریق مطالعات مکتوب دریافته­ام ، نگذارم در دل خاک پنهان شود!

” اهمیت این احساس تکلیف هم برایم چند برابر می­شود آنگاه که به یاد می­آورم اغلب نقش­آفرینان و دلیر­مردان آن حوادث اکنون در دل خاک آرمیده اند و دستشان از دنیا کوتاه شده است و آن­هائی هم که در قید حیات هستند به هر دلیل توفیق بازگوئی و قلم زنی در این موارد را تا کنون پیدا نکرده­اند، و نمی­شود هم به انتظار نشست که چنین اتفاقی رخ بدهد.”

از طرف دیگر بعضی دوستان دلسوزخوش ­ذوق و سلیقه و با حسن نیت که دل در گرو ثبت و ضبط وقایع تاریخی و حفظ آثار و افتخارات فرهنگی زادگاهمان دارند هم ضمن این که بر کتابت و حفظ حوادث و رخداد­ها تاکید می­ورزند بارها اصرار کرده­اند که  وارد این موضوع شوم و کار را شروع کنم.

استدلال این عزیزان هم این است که، شایسته نیست با بی­ توجهی بسیاری حوادث مثبت و منفی که می­تواند چراغی فراراه آیندگان باشد در دل خاک مدفون گردد.

با این مفروضات است که احساس می­کنم سستی و سهل­انگاری و شانه خالی کردن از زیر بار این موضوع برای کسی که تشخیص دهد حداقلی از انتظارات را می­تواند برآورده کند، نه تنها از آن جهت که واقعیت­های ذی­قیمتی ممکن است از دست­رسی آیندگان خارج شود و هویت اجتماعی نسل­های بعدی در اثر این سهل­انگاری ناقص بماند و باعث شرمندگی و عذاب وجدان گردد، مهم و مسولیت­آور می­شود، بلکه احتمال این که کاهلی در انجام این رسالت سبب گردد بسیاری از رخدادها و اتفاقات تاریخی با قلب واقعیت و تغییر ماهیت در کارنامه ی زادگاهش ثبت شود برایش آزاردهنده­تر است.و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، پیشاپیش باید خود را آماده­ی پاسخگوئی مضاعف و شرمندگی بیشتر در برابر وجدان، آیندگان و پیشگاه الهی هم بنماید.

 این احساس را هم دارم که در این مقطع آخر عمر توفیقی اجباری نصیبم شده ودست تقدیر و سرنوشت برایم رقم زده است وخواسته یاناخواسته پایم را به این ورطه کشانده تاخطرکنم وبه نوشتن وقایع ،اتفاقات ،رخدادها ی زادگاهم براساس مستندات،رویدادهایی که خودشاهد وناظرآن ها بوده ام ویا شنیده ، قلمی کنم وصادقانه دراختیار آیندگان بگذارم .

از جهتی هم با توجه به این واقعیت که در مقطع آخر عمر، نوع بشر به شدت نیاز به سرگرمی سالم دارد، این اتفاق را که به قلم و نوشتن سرگرم شوم به فال نیک می­گیرم؛ چرا که خالق هستی در مقدس­ترین قانون برای  بشر، یعنی قرآن کریم، والاترین جایگاه را برای قلم و آثار قلم قائل شده و به آن قسم یاد کرده است (ن والقلم و مایسطرون).البته با شرطی که سعادت نصیب شود در جرگه­ی صاحبان قلم راستین وارد شوم و نه آن­ها که برای دست­یابی به لذات چند روزه­ی دنیا، آخرت و انسانیت خود را می­فروشند و قلم را در جهت توجیه خیانت جباران و ظالمان و دیکتاتور­ها بکار می­گیرند.

تا مشیت الهی چه باشد.

ادامه دارد …

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد