فراشبند،انقلاب،سیاست – قسمت ۴۲

چارطاقی 40

فراشبند  انقلاب  سیاست

قسمت : چهل و  دوم

فامیل نوشادی  ,نایب ,شخصیت های  برجسته (٣) : کربلائی محمد رضا نوشادی (کل محرضا نایب)

دراین قسمت می پردازیم به معرفی شخصیت بر جسته ی فامیل نوشادیها مرحوم کربلایی محمد رضا نوشادی معروف به  “””  کل محرضا نایب  “”

تقریبا تمام راویانی که درمورد شخصیت  سیاسی -اجتماعی  مرحوم کربلایی محمد رضانوشادی  اظهار نظر کرده اند بردو نکته متفق القول بوده و اختلاف نظر قابل بحثی نداشته اند . اول اینکه  این مرحوم نوشادی اولین شخصیت سیاسی ست که بعد از نایب های اولاد و پس از حاکمیت صولت الدوله به عنوان نایب رسمی ایلخان مدیریت سیاسی -اجتماعی  فراشبند را برعهده می گیرد. نکته ی بعد اینکه تقریبا همه ی راویان و مصاحبه شوندگان  به نحوی به  غیرتمند ی , و فادار ی , مردم داری و بویژه””   خوشنامی  “”  ایشان اشاره کرده اند.روشن است که کمتر شخصیتی سیاسی یافت می شود که سمت حکمرانی  منطقه ای را داشته باشد و از چنین اتفاق نظری بین کسانی که شخصیت و عملکرد اورا بعد ازخود ش ارزیابی  کنند  برخوردارباشد.

اغراق نیست اگربگویم کمتر خانواده ی اصیل فراشبندی پیدا می شود که از گذشتگان  خود خاطره ا ی  از کربلائی محمد رضا و  وفاداری و شجاعت و غیرتمندی  او نشنیده باشد” منظورم  از, اصیل ,خانواده هایی ست  که به لحاظ تاریخی طعم  دوران نظام ارباب  و رعیتی و ملوک الطوایفی را در قریه  یا دهکده ی ان زمان  فراشبند چشیده باشند, یعنی کسانی که  اجداد انها حد اقل ازاواخر دوران قاجار در فراشبند ساکن بوده اند

این صفت اما, ناگفته پیداست ازویژگی انسانهای اید ال اخلاقی است که تمام مکاتب معنوی و مادی از چنین افرادی  به عنوان الگوی “انسان به معنی انسان” یاد کرده و می کنند۰

معروف و مشهور به وفاداری و شجاعت و غیرتمندی,مخصوصا خوشنامی درجامعه ی خود,درعصرخود و بعد از خود بودن حد اقل حکایت از این واقعیت دارد که باید صاحب  ان صفات  گذشته از مقبولیت عمومی بین استثنا ها هم  ” استثنا باشد””.

ویژگی اولی هم “” یعنی اولین نایب  صولت الدوله در فراشبند بودن “”” اگر چرآیی  و علل آن  رادرمقطع زمانی ویژه ی خودش بررسی کنیم  باز می رسیم  به  مشهور بودن به همین , ارزش و اهمیت ویژگی دوم  در افکار عمومی. یعنی  هر عقل ومنطق سالمی  هم  تایید می کند  که, صولت الدوله ی( متصف به زیرکی  و هوشمندی)  در آن شرایط ویژه ی ناشی از هرج و مرج در کلان کشور, احتمالابه دلیل همین اتفاق نظر عمومی بر ویژگیهای استثنایی” کل محرضا “بوده که از بین شخصیت های متعدد وبر جسته ی سیاسی ,  دروهله ی اول او رابه عنوان نماینده ی خود  بر می گزیند.

قبلا شرایط سیاسی اجتماعی زمانی را که صولت الدوله بعد از مدتها کشمکش و رویارویی موفق می شود حاکمیت طولانی مدت سلسله ی  اولاد را برچیند و بخود اختصاص دهد, توضیح دادیم و گفتیم در ضعیف ترین دوران سلطنت قاجار که شیرازه ی مدیرت و سلطه ی دستگاه سلطنتی از هم پاشیده , کشور دچار هرج و مرج , وعملا ملوک الطوایفی در ایران حاکم بود.صولت الدوله موفق شد آخرین نایب های اولاد را شکست دهد و فراشبند را به قلمرو حکومتی خود اضافه نماید.  و گفتیم که به صورت طبیعی  زادگاه ماهم  دچار بی سرو ساما نی شده بود. و در خلاء حاکمیت نایب های  اولاد ” زور محوری وقبیله مداری ” رشد کرده و طوایف متعد د, درصدد به دست آوردن قدرت و سهیم شدن در مدیریت آینده منطقه وپرکردن خلاء مدیریتی حاصل از شکست اولاد بودند. در این جا عقل ایجاب می کند که صولت الدوله ی زیرک ,که اولین برنامه اش بازگرداندن آرامش و  نظم  در منطقه می باشد ,شخصیتی را برای حکمرانی منطقه انتخاب کند که  احتمال بدهد  توانایی مدیریتی و به خصوص احتمال حمایت  گروه های مختلف از او بیشتر از بقیه  باشد. یعنی  انتخاب “کل محرضا” به عنوان اولین نایب  از جانب صولت الدوله بیشتر باید تحت تاثیر شهرت او  بین مردم به ان صفات برجسته و اتفاق نظر عمومی نسبت  به لیاقت مدیریتی او باشد.

البته  اتفاقات بعدی  نشان می دهد, هرج و مرج و ,شرایط استثنایی حاکم بر کشور و حاکمیت ملو ک الطوایفی  منطقه ی ما را هم بی نصیب نگذاشته و  اجازه نمی دهد ,انتخاب اول ایلخان موفق شود. لذا ابلخانی وقت  زیرکانه در روش خود تجدید نظر کرده و طرح  “چند نایبی هم زمان”   را که توضیح  دادیم برای مدیریت سیاسی  فراشبند در دستور کار خود قراداده و اجرا می کند.

قهرمان کاریهای کربلائی محمد رضا( کل محرضا )

خاطرات و داستانهای نسبتا زیادی  از کارهایی که  نیاز  به مردانگی , شجاعت , غیرتمندی و صفات برجسته ی انسانی دارد  از ایشان در افکار عمومی برجا مانده است.مصاحبه شوندها ئی که  در جریان جمع آوری اطلاعات صوتی-   تصویری مربوط به اولین جشن روز فراشبند  درمورد ایشان اظهار نظر نموده اند. تقریبا بلااستثنا به نوعی از  برجستگی های اخلاقی او یاد کرده اند.  دراین جا چند داستان بر جسته درمورد  ایشان را توضیح می دهیم.

خلع سلاح ستون نظامی رضاشاه  و سال فراری

بعضی حوادث و رخدادها در تاریخ آنقدر اهمیت دارد و درجه ی  تاثیرگذاری آنها(چه منفی  و چه مثبت  ) به اندازه ای زیاد است که تاریخ وقوع حادثه, نه تنها درزمان خود  و برای نسل مربوط به  دوران وقوع حادثه فراموش شدنی نیست,یلکه  نسل به نسل به ایندگان  منتقل شده وهمیشه تازه و زنده می مانند.

مثلا بعضی از آنها میزان تاثیرگذاریشان  به اندازه ایست که منشا تحولات تاریخ  شده ومبدا تاریخ می شوند. مانند میلاد مسیح و هجرت  محمد(ص) و بعضی مانند جنگهای جهانی اول و دوم در تمام جوامع زنده می مانند. بعضی دیگر ماندگاریشان درمحدو ده ی یک کشوراست مانند حمله ی مغول ,انقلاب مشروطه,انقلاب اسلامی و.. درکشور خودمان و بعضی دیگرشعاع اثرگذاری حوزه ی ی  ماندگاری آنها دریک شهر, منطقه و یا روستا بسنده می شود.مانند همین سال فراری درفراشبند و…

اما  وجه مشترک  همه ی آنها , اهمیت اثر گذاریشان بر حوزه ی اجتماعی و جغرافیایی حادثه مربوطه می باشد. که به نسبت شدت  اثرگذاری مثبت  یا منفی آن حادثه بر ابعاد مختلف حوزه ی وقوع و برای پند دهی به آیندگان  به  نسبت امکانات فرهنگی جامعه ی بستران حادثه درقالب های مکتوب و نوشتار, نماد های هنری و یا زبان به زبان و سینه به سینه به  آیندگان منتقل می شود.

سال فراری برای مردم فراشبند و حومه ی آن یکی از  حوادث ماندگار می باشد. که زبان به زبان بین نسل ها انتقال پیدا کرده است. اسناد مکتوبی که از این واقعه تاکنون دیده ام (کتاب فرهنگ وتاریخ مردم فراشبند از سید رزاق امیری می باشد که به نقل از کاوه ی بیات وخاطرات سالمندان فراشبندی داستان را توضیح  داده است. وخاطراتی که حاج محمد امین افشار به نقل از محمد نبی نوشادی  در کتاب  فراشبند نامه یاد کرده است).

در واقع مهمترین منبعی که برای باز گویی این حادثه  در اختیارمی باشد  همان نقل های زبان به زبان است  که اکثرا در جمع آوری اطلاعات  صوتی-  تصویری به مناسبت اولین “”  جشن روز فراشبند  “” از راویان مختلف نقل و ضبط شده است.البته جزئیات این حادثه با روایت های متفاوت  توسط افراد مختلف بیان شده, و لی در اصل اتفاق که ستون  نظامی  رضاشاه توسط فراشبندیها  خلع سلاح می شود وبه تقاضای رضاشاه با و ساطت صولت الدوله ازاد می گردد۰ همه متفق القولند و اختلاف  نظری نیست.

مثلا آنچه مرحوم محمد نبی نوشادی  نقل کرده بانوشته کاوه ی بیات در جزییات متفاوت است. یا انچه از قول مرحوم حاج شاویس نقل شده با این دو مغایرت جزئی دارد, جایی بیان شده در آن زمان صولت الدوله درتهران بوده ورضاشاه در حضور ناصرخان جریان را به  پدرش  می گوید و درجایی نقل شده که ناصرخان گفته من آبادان بودم رضاخان هم اتفاقی به ابادادن  آمده بود من را احضار کرد و مراتب قدردانی خوداز  پدرم  را به من گفت . یا داستان ماموریت اصلی ستون نظامی و اطلاع یافتن نایب  وقت (کربلائی محمد رضا) و مرحوم حاج شاویس و برخورد با ستون نظامی هم ,باجزئیات متفاوت بیان شده است.

البته باید توجه داشت که نقل شفاهی جزئیات و حواشی یک واقعه  با تفاوت جزئی توسط راویان مختلف در عرف واقعه نگاری  و تاریخ نویسی درصورتیکه به اصل موضوع مورد نظر خدشه وارد نکند امری عادیست و به ارزش تاریخی واقعه لطمه ای وارد نمیکند.

آنچه اما,به سال فراری در فراشبند معروف شده خود معلول  حادثه ی   دیگریست  که اهمیت آن  ازنگاه ما در پروژه ” فراشبند  انقلاب  سیاست “” کمتر ازاهمیت این معلول نیست. یعنی درواقع   اینحا شاهد دو رویداد تاریخی در تداوم یک دیگر هستیم که هردو می تواند نشان از”” نهادینه بودن فرهنگ مردانگی و غیر ت  و شجاعت و تسلیم زور نشدن در مردم فراشبند باشد“” این برای ما نکته ی مهمی ست  که فرض اولیه  ما در  پروژه حاضرهم همین بوده  و درمقدمه ی پروژه توضیح مفصلی راجع  به آن  داد ه و گفتیم که قهرمان کاریهای فرزندان دیارمان در جریان انقلاب و جنگ, احتمالا نمی تواند بدون پیش زمینه ی تاریخی  و به صورت اتفاقی  رخ داده باشد” قهرمان کاریهائی که هرکس  درصحنه ی مبارزه در هردو میدان انقلاب و جنگ با فراشبند  و فراشبندی سرو کار داشته بدون استثنا در برابر عظمت روحییه مردانگی و شفافیت وبی ریائی این مردم سرتعظیم  فرود اورده  و لب به اعتراف گشوده است”.

و نیز باهمین فرض منطقی  بود که در پروژه حاضر قبل از پرداختن به حوادث انقلاب و جنگ  پژوهش در رفتار سیاسی اسلاف خود را آغاز کردیم و تا امروز ۴۲  قسمت آن در ماهنامه ی چارطاقی و۳۷قسمت در سایت آبپا منتشر شده است.

پیش زمینه و  علت سال  گریختگی اما,”” که متعاقبا به توضیح ان  خواهیم پرداخت”” حادثه ی مشهوری  بوده  به نام“” خلع سلاح ستون نظامی رضا شاه  “” معروف به جنگ نایبی در فراشبند.

کلیات و لب داستان خلع سلاح ستون نظامی رضا شاه  بافوج رضاپور”صرفنظراز تفاوتهای جزئی که  درنقل راویان  حادثه وجود دارد” این بوده که یک ستون نظامی ,مسلح به ابزار و ادوات کامل جنگی زمان خود,از جمله  ” اراده های  ی توپ ” که  مدرن ترین سلاح جنگی  وقت بوده با هدف   سرکوب یا خلع سلاح جنگ جویان  دشتی و دشتستان راهی منطقه ی بو شهربوده اند.

“” همین جااشاره کنم : در جنگ جهانی اول جنگ جویان جنوب ,خود جوش و به اصطلاح امروز  آتش به اختیار. وبدون توجه به  نظر حکومت وقت, دربرابر تجاوز متفقین به کشورمی ایستند و در عمل  با عث شکست متفقین وابر  قدرت زمان  ,یعنی انگلیس  ,می شوند, که بی شک یکی ازاهداف  شاه  از اعزام این ستون نظامی برای خلع سلاح  مردم جنوب  , جریمه , تنبیه  و سرکوب آنها به خاطر خود سری و بی توجهی  به حکومت مرکزی و قیام خود سرانه برعلیه قوای متحاوز بوده است “”

اما, بپردازیم به ادامه ی داستان..این واقعه  در فصل زمستان  و سرمابوده و شب هنگام ستون نظامی قراربوده از کنار فراشبند به سمت بوشهرعبور کند. ولی در اثر  مه گرفتگی ,یا باران, شدید از مسیر اصلی منحرف شده  و به نزدیکی دیوارهای آبادی می رسند .  به یک روایت مرحوم حاج شاویس که عادت داشته معمولا صبح گاهان از منزل بیرون بیا ید و سری به نخلستان چسبیده به روستا بزند متوجه ستون نظامی می شود . با این تصور که ستون  قصد حمله به فراشبند برای خلع سلاح مردم را دارد,به سرعت دست بکار شده و به ( کل محرضا) که نایب وقت بوده توسط قاصد پیام می فرستد و خودش هم  نیروهای تحت امر خود راخبر می کند و به  سمت ستون می رود از آن طرف نایب بدون فوت  وقت نیروهای  جنگی خود را سریع آماده کرده و به طرف ستون حرکت  میکند. بامحاصره ی سریع ستون و اخطاری که به فرماندهان آن  داده می شود قضیه بدون درگیری فیزیکی و تلفات ختم شده و نیروها ی نظامی بدون مقاومت  به اسارت مردم درمی آیند,بعضی هم  دردشت پراکنده می شوند  که فردایش به اسارت در می آیند. سلاح و مهمات ستون همه ضبط می گردد. و همان طور که اشاره شد با درخواست رضاشاه از صولت الدوله  و میانجی گری  او پس از چند روز ستون ازاد می شود و ظاهرا غائله  پایان می پذیرد.

اما  همانطور که اشاره شد این تازه اول کار, و مقدمه ی  واقعه ی تاریخی بعدی  ست  که به ”  سال فراری  یا گریختگی در تاریخ زادگاهمان فراشبند ثبت شده است .”

ضمنا ,درمورد عکس العمل رضاشاه به این واقعه و پاسخ صولت الدوله به شاه  نقل قولهایی از ناصرخان و صولت الدوله با کمی تفاوت بیان شده است. ولی چون در اصل بیان مطلب راویان اختلاف نظر ندارند بد نیست در اینحا  به مضمون آن اشاره کتم “”…وقتی این خبر به رضا شاه می رسد ( حضوری یا پیامی  هردو نقل شده)  با عصبانیت می پرسد این فراشبند کجاست که ستون نظامی مرا خلع سلاح کرده. صولت الدوله که با غضبناکی و عصبانیت شاه آشنا بوده برای اینکه از  اتخاذ تصمیم خطرناک او جلوگبری کند  می گوید.. قربان فراشبند مردم سلحشور و جنگجوئی دارد  .. برخورد نظامی با انها صلاح  نیست.. اجازه دهید من موضوع را حل کنم….که با موافقت شاه و توصییه صولت الدوله  به نایب  ومردم فراشبند ظاهرا موضوع خاتمه پیدامی کند.

پرسش  دیگر هم اینکه ,چرا  نایب وقت وبزرگان سیاسی  فراشبند بدون تردید تصور می کنند ستون نظامی برای برخورد و خلع سلاح  فراشبند آمده  وبی درنگ تصمیم می گیرند با آنها درگیر شوند وبه عاقبت خطرناک احتمالی آن نمی اندیشند؟

واقع امر این است که,حضور بی خبرستون نظامی در کنار دیواره های فراشبند درزمانی  رخ می دهد, که رضا شاه  پس از چندین سال درگیری وزدو خورد با پدیده ی ملوک الطوایفی تقریبا اکثریت مناطق ایران و حتی  نظام ایلخانی قدرتمند عشایر فارس را تحت کنترل درآورده و بر منطقه ی کازرون و حومه ی آنهم مسلط بوده وگویا تنها مناطق مهمی  که تا آن زیر سلطه و کنترل شاه نبوده اند کهکیلویه و بو یر احمد و مناطق دشتی و دشتستان بوده.

لذاطبیعی  به نظر می رسد که مرحوم  کربلائی محمد رضا , حاج شاویس و بزرگان فراشبند  در اقدام پیشگیرانه و برخورد  سریع با این نظامیان تردیدی به خود راه ندهند. و اقدام کنند.

اما  همانطور که گفتیم این حادثه مقدمه مقدمه ای می شود برای حادثه ی معروف بعدی یعنی “”  سال فراری  یا سال گریخته ای “” که ان شاالله در قسمت بعدی ان راپی می گیریم .

ادامه دارد…

( حسانی  علی )

اردیبهشت ماه  ۱۳۹۹

نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − سیزده =