ادبیچارطاقی شماره هفت

شعری از خانم زهره کشاورز در منقبت امام رضا(ع)

اینجا هزار چشم ودل وجان تو را فداست
چشم انتظار اذن دخول تو هر گداست

اینجا حریم وروضه ی تو قبله ی دل است
یک جرعه از تبسم تو نسخه ی شفاست

خورشید ذره ایست در اطراف گنبدت
گلدسته های تو پل بین من وخداست

از چشمه ی تو تشنه کسی برنگشته است
در باز کن که پشت درت کوله ای دعاست

دل را به سمت خیمه گهی سبز می‌برد
آن بوی نرگسی که پراکنده در فضاست

فواره پیش زائر تو سجده می‌کند
در برکه ای که جلوه گر حجة الرضاست

آهو اگر چه محض تو آزاد گشته بود
از آن زمان به دام دو چشم تو مبتلاست

زهره کشاورز

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید