×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

دانش و مهارتهای زندگی

 

دکترغلام عباس رحمانی*

مقدمه: مهارتهای اجتماعی و دانش های مواجه با پدیده های زندگی ، هم بسیار متنوع و هم دارای اهمیت زیادی است. سواد یا دانش به مجموعه کلی مهارتها  و آموزش ، فهم و روشهای عملی در نیل به یک زندگی موفق (چه از نظر مادی چه از نظر معنوی)گفته میشود .

البته مهارتهای کسب یک زندگی خدا محور با مهارتهای مربوط به یک زندگی اشرافی همسو با جهان بینی مادی کاملا در تضاد هست. به هر روی این مهارتها و سواد های ضروری درجهان امروز ، متعدد و برای یادگیری و کاربرد آنها نیاز به مطالعه و کسب آموزش است .یکی از این سوادها ،سواد تربیتی است که در این مقاله مختصر به معرفی آن با تاکید بر حوزه خانواده میپردازم.

اداره زندگی مشترک و تدبیر نیکوی خانواده،نیازمند دانش و آگاهی کافی است.

ضرب المثل حکیمانه ای وجود دارد ک میگوید:” آنچه که در زندگی مهم است ، فقط حادثه نیست بلکه نحوه مواجه افراد با حادثه هاست”.

پروفسور”برودی” نماینده “مکتیب رئالیسم کلاسیک”که نظریاتش در تعلیم و تربیت و بویژه زندگی خوب بصورت مدون به رشته تحریر در آمده است، خصوصیاتی را برای زندگی خوب به شرح زیر قایل است:

۱-      بر خورداری از سلامت بدن

۲-      برخورداری از امنیت عاطفی

۳-      احساس قدرت و احترام

۴-      بیم و امید نسبت به آینده

اما در مجموع، خصوصیات زندگی خوب آنگونه که “برودی” مطرح میکند، چشم انداز محدود و سطح نازلی از حیات انسانی را هدف قرار داده است که با رو ستیزی ناپذیر انسان سازگاری ندارد،انسانی که پای در زمین و سر در آسمانها دارد.

آدمی در بینش مکتب اسلام به زندگی تکامی و تحولی می اندیشد و آرمانی جز اعتلای روحی تا مرحله قرب به حق ، نمبشناسد.

هدف زندگی از دید قرآن -قرآن ، چشم اندازهای متعددی را فرا روی انسان میگشاید و ابتدا بر هدف داری جهان و انسان ، تاکید می ورزد. از جمله اهداف زندگی از نظر قرآن کریم:

۱-      عمل متعالی (صالح)

۲-      خودسازی و تکامل

۳-      فراشدن یا والا گرایی است. 

منظور از فرا شدن ،تحول شکفتگی است .برخی از روانشناسان مکتب کمال ،بر این عقیده اند که اشخاص والا گرا،به جای آنکه  بگذارند خوشبختی به سراغشان بیاید،فعالانه در تغییر آنند،اما آن راه هدف نهایی خود قرار نمیدهند.

امروزه  اعتقاد بسیاری از روانشناسان بر این است که” در آدمی ، توانایی های ویژه ای برای نو سازی مداوم شخصیت وجود دارد”. دین به نوبه خود زمانبی انسان را مسئول و متعهد تلقی میکند که پیش از آن امکان تجدید حیات روحی را برایش فراهم آورده باشد و لذا او را در گروی عمل خویش میداند و حتی اراده الهی را هنگامی در سرنوشت بشر دخالت میدهد که وی از قدرت انتخاب و به کارگیری اراده خویش ،برخوردار بوده باشد .به عبارت دیگر انسان باید به مرحله اختیار و آگاهی اراده و انتخاب برسدو سپس به عبادت خدا و روی آوردن به رعایت احکام الهی بپردازد.و هر روی حرف غالب علما و علوم انسانی این است که “شخصیت آدمی، قابل تغییر و تحول است”.

عامل مهم و اساسی در تغییر شخصیت ، انگیزش نیرومندی است که از درون آدمی را به تکاپو وا میدارد و با معرفت و آگاهی راه اصلاح خویش را ختیار میکند .

اما از بحث اصلی دور نشویم اصول تربیت، اصولی است که باید آنها را یاد گرفت و بدون یاد گیری آنها نمیتوان آنها را در خانواده یا در ارتباط با دیگران ، به کار گرفت و وقتی که در عمل آنها را به کار گرفتیم دیگران نیز از ما یادمیگیرند.

اگر فرزندانمان را به مطالعه ،نماز خواندن ،صبور بودن ،خوش رو بودن، اجتماعی بودن و سایر صفات مشابه توصیه کنیم او هرگز این توصیه ها را در مقایسه با مشاهده آنها در رفتار ما درک نمیکند.

وقتی کتاب به دست می گیریم حتی کودک یکساله ما هم این کار را تقلید میکند ولی اگر این مطلب را بخواهیم تنها با زبان به کسی  منتقل کنیم شاید به سادگی امکان پذیر نباشد.

با این توصیف میتوانیم از طریق تربیت خود ،رفتارهای درست را در عمل ،به کودکان و دانش آموزان خویش بیاموزیم نه فقط در مقام بیان و گفتار.

بنابرین اگر بخواهیم  مهمترین اصول تربیتی را بیان نماییم اولین اصل و نقطه آغاز تربیت ، تربیت خویش است.

کسی میتواند مربی باشد که پیش از دیگران به تربیت خود بپردازد.

سه عمل مهم برای تقدم تربیت خودبر تربیت دیگران عبارت است از:

۱-عمل مربی بیش از کلام او بر روی متربی اثر میکند

۲-مربی و معلم باید همیشه جلوتر از متربی خود حرکت کند

۳-برای درک مشکلات متربی ، مربی خود باید بخشی از انتظاراتی ک از او دارد در مورد خود عملی سازد.

اصل ۲-برای تحقق یک تربیت اسلامی و کامل باید به همه ابعاد شخصیت انسان، ابعاد اخلاقی، شناختی،عاطفی، حرکتی-جسمانی، اجتماعی و بعد هنری توجه نمود.

بعد شناختی انسان بر جنبه های ادراکی او تاکید دارد به عبارتی دیگر ، در تربیت کودک میبایست نه تنها افکار را به کودک آموخت  بلکه باید روش فکر کردن را نیز  به وی آموزش داد . در بعد عاطفی با نیروهای روانی انسان  سرکار داریم .

ما تنها به کمک شناخت نیست که رفتار میکنیم بلکه بدون  دنیروهای روانی یا همان بعد عاطفی نمیتوانیم شناختهای خود را عملی سازیم مثلا بسیاری از ما  با این حال که میدانیم عبادت ، تفکر ، مطالعه و دستگیری از محرومان و مستمندان کاری است پسندیده ولی در عمل به آنها نمیپردازیم ،یعنی باید انگیزه لازم برای انجام این کارها راهم (علاوه بر شناخت نسبت به آنها ) داشته باشیم. بنابراین توجه به جنبه عاطفی انسان یعنی بعد انگیزشی و شکل دادن و پروش انگیزه های مثبت و حذف انگیزهای منفی از وظایف مهم تربیت است.

توجه به بعد حرکتی – جسمانی  انسان درتربیت، یعنی سالم و متعادل نگه داشتن جسم و حرکات نیز از جمله وظایف تربیتی است . هدف تربیتی در این بعد بر خورداری جسم  از سلامت و تعادل کافی برای استحکام و تعادل مناسب در روبرو شدن با مراحل مختلف عمر است.

بعد اجتماعی شخصیت انسان بر رفتارهایی تاکید دارد که در ارتباط ما با دیگران سهم مهمی بر عهده دارد. باید آن دسته از رفتارهایی که برای مشارکت با دیگران با آنها نیازمندیم به خوبی پرورش پیدا کنند .

تربیت اجتماعی در حقیقت آماده کردن افراد برای ورود به نقش های قانونمند اجتماعی است . بعد اخلاقی شخصیت بر شکل گیری وجدان اخلاقی یا ناظر و کنترل کننده درونی تاکید دارد. محیط از طریق ارائه ی قواعد و قوانین و هنجارها و پیگیری در انجام آن وجدان اخلاقی را در درون فرد شکل داده ، تقویت میکند . تربیت باید به پرورش این بعد از شخصیت کودک توجه داشته باشد بالاخره بعد هنری شخصیت بر جنبه زیبایی شناختی  و خلق زیبایی توسط انسان تاکید دارد .دیدن و درک زیبایی ها و نیز آفریدن زیبایی ها باید در تربیت مورد توجه قرار گیرد…

(منابع :اصول تربیت دکتر علی اصغر احمدی و خانواده متعادل دکتر محمد رضا شرفی)

* دبیر دبیرستان ومدرس دانشگاه

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد