سیاستچارطاقی شماره 11

سه قطره خون

به مناسبت 16 آذر روز دانشجو

مهندس امیر حق شناس
امیر حق شناس

آذرماه ، ايّام دانشجو و دانشگاه است و فرصتى مناسب براى نقد عملكرد جنبش دانشجويى طى ساليان گذشته و على الخصوص عملكرد جامعه ى دانشگاهى در سال جارى است.

جنبش دانشجويى به مجموعه ى عملكردها و فعاليت ها و اثرگذاريهاى گروههاى مختلف دانشجويى در فضاى سياسى و اقتصادى كشور اطلاق مى شود. عملكرد جنبش دانشجويى از بدو تأسيس دانشگاه تهران تا كنون بر اساس ميزان اثرگذارى در فضاى سياسى و اجتماعى و نوع تأثير آن را مى توان در دوره هاى مختلفى تقسيم بندى و بررسى كرد.

دوره ی اول اندکی پس از تأسیس دانشگاه تهران تا دکودتای ننگین ۲۸ مرداد۳۲ است که با خروج رضا شاه از کشور و تشکیل حزب توده، اتحادیه ی دانشجویی حزب توده زیر نظر سازمان جوانان حزب توده آغاز به فعالیّت می کند. این اتحادیه فعالیّتش را برای اولّین بار در دانشکده ی داروسازی دانشگاه تهران آغاز و پس از گذشت چند سال دامنه ی فعالیتش را به دیگر دانشکده های دانشگاه تهران از جمله دانشکده ی فنی و حقوق و … می گستراند. در این دوران به دلیل عملکرد قوی حزب توده، اتحادیه ی دانشجویی تحت تأثیر توده ایها ، دانشچویان را تحت تأثیر قرار داده ونظرات مارکسیستی خود را به دانشجویان القا می کند، به گونه ای که اکثر دانشجویان به ایدئولوژی چپ گرای مارکسیستی گرایش پیدا می کنند. گرایش شدید دانشجویان به گفتمان چپ و رشد بیش از حد آن در مدت چندسال، اسلام گراها  و ملّی گرا ها را به فکر تشکیل سازمانی مستقل برای رقابت با توده ایها انداخت. اولین تشکل اسلامی دانشجویی در سال ۱۳۲۲تحت عنوان انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شکل گرفت وپس از آن درسال  ۱۳۲۹سازمان دانشجویی جبهه ملی آغاز به کار کرد.

گفتمان این سازمان برارزشهای دموکراسی ولیبرالی بنیان نهاده شده بودودر مقابل گفتمان چپ بر ارزشهای عدالت محور وضد امپریالیستی استوار بود. در این دوره از فعالیت جنبش دانشجویی،گفتمان چپ برتری نسبی خود را تا کودتای ۲۸مردادبردانشگاه حفظ کرده وگفتمان غالب دانشگاه است.پس از کودتای آمریکایی ۲۸ مردادکه با طراحی امریکا و با استفاده ازاراذل و اوباش تهران و در راس آنها شعبون بی مخ به ثمر نشست و شعبونها رابه عنوان عاملی قدرت بخش وقدرت نگهدار در سپهر سیاست کشور نهادینه کرد،دانشجویان که همه آمال و آرزوهای خود را برای آینده وطن در مرام مصدق ودولت ملی وی می جستند به دنبال آزادی وی و برگشت او به قدرت بودند و این خواسته خود رابا فعالیتهای پیدا وپنهان و از طرق گوناگون دنبال می کردند.دانشجویان از هر فرصتی برای بیان اعتراض خود به حصر رییس دولت ملی استفاده می کردندولی همواره توسط شاه مشتی جوجه مصدقی خطاب میشدند که در بین مردم محبوبیتی ندارند.اوج وقاحت محمدرضا پهلوی و جیره خوارانش وقتی تبلور پیدا کرد که در مقابل خواسته عموم مردم ودانشجویان در رفع حصر مصدق،چنین توجیه می کردند که مصدق را به خاطر حفظ جانش محصور کرده اندو در صورت آزادی وی توسط مردم مجازات خواهد شد واین هم طنزیست نه چندان غریب از زمانه کودتا و پس از آن.هنوز چهار ماه از کودتا نگذشته بود که حادثه ای در دانشکده فنی دانشگاه تهران رخ داد که تا ابد بر تارک دانشگاه و جنبش دانشجویی خواهد درخشید.

ریچارد نیکسون معاون وقت رییس جمهور آمریکا سرمست از موفقیت کودتا، قصدآمدن به ایران و  بازدید از دانشگاه تهران کرد.دانشجویان در اعتراض به این سفر،در محوطه دانشگاه تهران تظاهرات کردند ومخالفت خود را با این سفر اعلام داشتنداما شاه دستور برخورد مشت اهنین با دانشجویان را صادر کرد.در پی یورش نیروهای امنیتی و گارد شاهنشاهی به دانشگاه تهران در ۱۶آذردانشجویان مقاومت جانانه ای کردند و از تیر وتفنگ نهراسیدندودر مقابل تیراندازی ماموران علیه آمریکا  شعار سر دادند.عده زیادی در پی این درگیری زخمی شدند وسه تن از دانشجویان به نامهای آذر شریعت رضوی ،احمد قندچی ومصطفی بزرگ نیا سینه های خود را سپر گلوله های ماموران امنیتی کرده و جلو درب ورودی دانشکده فنی در خون خود غلتیدند و به شهادت رسیدند.آرمان این دانشجویان استقلال خواهی واستکبار ستیزی و پافشاری بر منافع ملی بود که آنان را چنین جاودانه ی تاریخ کردو روز ۱۶اذر را به نام روز دانشجو برای گرامیداشت یاد و خاطره این سه آذر اهورایی وبیداری جنبش دانشجویی در ایام استبداد و استعماردر تقویم ایران ثبت نمود.دکترشریعتی در سوگ این سه عزیزدلنوشته ای دارد که سالها پس از آن واقعه نگاشته شده است :”اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود،خود را در برابردانشگاه آتش می زدم ،همانجایی که ۲۲ سال پیش ،آذرمان در آتش بیداد سوخت ،او را پیش پای نیکسون قربانی کردند.این سه یار دبستانی ،هنوز مدرسه را ترگ نگفته اند،هنوزاز تحصیلشان فراغت نیافته اند.آنها نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرندواز پشت میز دانشگاه ،به پشت پاچال بازاربروندو سر در آخور خویش فرو برند.از آن سال ،چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند ورفتند،اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید ،بیاموزانند ،هر که را می رود ،سفارش کنند، آنها هرگز نمی روند ،همیشه خواهند ماند،انها شهید اند. این “سه قطره خون“برچهره دانشگاه ما،همچنان تازه و گرم است .کاش می توانستم این سه آذر اهورایی رابا تن خاکستر شده ام ،بپوشانم ،تا در این سموم که می وزد،نفسرند! اما نه،باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم”. امروز شش دهه از این واقعه تاریخی می گذردوهیچ کس در آن زمان گمان نمی کرد که این حادثه چنین در تاریخ این سرزمین ارج نهاده و هر ساله طی مراسمی با شکوه گرامی داشته شود وهمچنین به الگویی برا ی فعالیت جنبش دانشجویی ودانشجویانی که سر در گرو استقلال و آزادی این آب وخاک دارند تبدیل شود.جنبش دانشجویی با داشتن چنین الگویی هیچ زمان ملعبه دست گروههای قدرت طلب که منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهند، نخواهد شد و همواره آرمان سه شهید راه آزادی و استقلال را مد نظر خواهند داشت.از این روست که دانشجویان همواره در فضای سیاسی و اجتماعی کشور مرجعی برای توده مردم در عبور از بحرانهای مه آلود در گذر ایام می باشند.

و اما خون این سه تن سرانجام به ثمر نشست و انقلاب ایران در سال ۵۷ به پیروزی رسید.جنبش دانشجویی پس از انقلاب دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت.بارزترین حرکت دانشجویان پس از انقلاب اشغال سفارت آمریکا و گروگان گرفتن کارکنان سفارت به مدت ۴۴۴روز است که حاصل خشم فروخفته دانشگاه از ایام کودتا ودیکتاتوری وابسته پس از آن و حمایتهای آمریکا از رژیم پهلوی بود.اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان موسوم به دفتر تحکیم وحدت اثر گذارترین تشکل دانشجویی دهه ۶۰ و ۷۰ در بین دانشجویان مقبولیت زیادی پیدا کرده ودر پیروزی جنبش دوم خرداد نقش مهمی ایفا کرد،اما پس از واقعه کوی دانشگاه تهران در ۱۸تیرماه ۷۸به مروراز فعالیت دفتر تحکیم ممانعت به عمل امد وجنبش دانشجویی منفعل شده و راکد ترین دوران خود را پشت سر گذاشت.با آغاز دولت مهرورز به دانشجویان فعال سیاسی ستاره بخشیدند و بر اساس تعداد ستاره آنان رامورد محبت و نوازش قرار دادند.

       با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید که با حمایت رییس محبوب دولت اصلاحات میسرشد ، نوید روزهای پرنشاط دهه هفتاد دانشگاه ها مقارن با دولت اصلاحات رامی داد اما همچنان به جای دانشگاه امن با دانشگاه امنیتی مواجهیم وهمچنان ستاره ها بر دوش دانشجویان سنگینی می کند وفضای نشاط سیاسی در دانشگاه، فرسنگها با روزهای خوش دانشگاه در دوره اصلاحات فاصله دارد……….

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید