ردپای الفبا

چارطاقی 40

به نام خدا

الف ) “رد پای الفبا “

همانطور که می دانید،خط نوشتاری ایرانیان قبل از اسلام خطوط میخی ،پهلوی،اوستایی و…بوده است.

پس از حمله ی اعراب به ایران و پذیرش دین مبین اسلام توسط ایرانیان هنوز عده ای نوشتن را به روش های فوق ادامه می دادند.اما پس از گسترش و نفوذ اعراب و تاثیر دین اسلام در ایران و مصر و افغانستان و…کم کم خط عربی به خصوص دبیره کوفی وارد سرزمین های تحت نفوذ عرب ها گردید .به قولی حضرت علی (ع)قرانی را به خط کوفی کتابت فرمودند.در آن زمان به علل مختلف از جمله :بادیه نشینی و بیابان گردی در شبه جزیره ی عربستان و حجاز خط و الفبایی وجود نداشت . بنا به اطلاعات به دست آمده در شبه جزیره ی عربستان تعداد معدودی کمتر از بیست نفر باسواد وجود داشت که این افراد نیز از فرزندان ثروتمندان و تجار قریش بودند که به خاطر سفر به مناطقی مانند شام و عراق ،یمن و مصر با زبان های نبطی و حیره ای و…آشنا شده بودند.یکی از مهم ترین این خط ها الفبای کوفی بود که از حیره و کوفه ی عراق که تحت سلطه ی ایرانیان بودند مورد استفاده ی مسلمانان و عرب ها قرار گرفت.بنابراین کاتبان قرآن کریم به سرپرستی  حضرت علی(ع)و همکاری زیدبن ثابت و ابی بن کعب نخستین قران ها را به خط کوفی نوشتند .پس از خلفا و نفوذ حکام بعدی اعراب،امویان ،عباسیان و…خط کوفی به دلایل نداشتن نقطه و اعراب و دیگر هجاها ،دیگر جوابگوی مکاتبات سرزمین ها و مردم تحت سیطره نبود .با وجود دستور صریح حکام عرب به استفاده از خط کوفی،این خط رو به افول رفت.در ایران آن روزهنوز عده ای از نویسندگان و عرفای ایران تا سده ی هفتم هجری ازخطوط پهلوی و اوستایی استفاده می کردند.خوشبختانه پس از اینکه الفبای زبان عربی با اضافه نمودن نقطه و اعراب و دیگر هجاها کامل گردید نویسندگان و اندیشمندان بزرگ ایران با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی ،الفبای فارسی فعلی را به وجود آوردند و آثار گرانبهایی پدید آمد.

 

 

ب)  الفبای معجزه گر :

پس از تکامل الفبای عربی و فارسی و کاربرد آن ها در خطوط تعلیق و نستعلیق توسط علمای عربی و ایرانیان دانشمند و هنرمند و با ذوق ،خط و حروف عربی و فارسی به اوج زیبایی رسیدند . این زیبایی و تذهیب به خصوص در کتابت قرآن کریم و دیگر مکاتب و نوشته ها به اوج افتخار هنری رسیدند . البته عده ای بودند که خط و الفبای فارسی را برگرفته از زبان عربی می دانستند و اما گروهی هم بودند و هستند که عقیده دارند الفبای زبان عربی انسجام چندانی نداشته هرآنچه هست از الفبا و خطوط فنیقی و آرامی و حیری هستند که از زبان های آریایی و مصری از سرزمین های تحت نفوذ ایرانیان وارد شبه جزیره ی عربستان شده است. دلایل عدم وجود الفبا در حجاز را بادیه نشینی وبیابان گردی و تعداد معدود با سوادان در حجاز می دادند.فی الحال فارغ از نقطه نظرات هر دو گروه فوق هر چه بوده و هست، ضمن نوشتن و آموزش قرآن مجید و دیگر متون اسلامی و ایرانی و تعمق در آثار اندیشمندان نویسندگان بزرگ عربی اسلامی از جمله سید رضی نویسنده ی نهج البلاغه ،ابراهیم ابن کفعمی عاملی یکی از مولفین صحیفه ی سجادیه و دانشمندان وعرفای نامدار ایرانی مانند:خواجه عبدالله انصاری ،نظامی گنجوی،مولوی،فردوسی،استاد علامه طباطبایی ،سعدی ،حافظ ،ملک الشعاری بهار ،پروین اعتصامی و نیما یوشیج و…می توان با افتخار تمام یک نام برای الفبای زبان فارسی متصور شد و آن هم چیزی نیست جز اینکه حروف فوق را به خاطر داشتن محتوا ،زیبایی ،قدرت در ادبیات پربار و نداشتن کمترین تغییرات تاریخی آن ها را الفبای معجزه گر بنامیم.

 

ج)   آیا تمام مشکلات امروزه عصر ما در لابلای حروف الفبا نهفته است :

 

اگربه زمان نیم قرن پیش برگردیم شاید این جمله صدق می کرد ولی امروزه اموری که موجب اعتلای زندگی انسان ها می شود به داشتن سواد و مدرک خلاصه نمی شود. داشتن آگاهی های اجتماعی ،سیاسی،فرهنگی و تحلیل مسایل روزمره از واجبات زندگی عصر ماست.در زمان ما اطلاعات علمی وداشتن شعور سیاسی تناقضی با نحوه کاربرد حروف الفبا وتحلیل مسایل جاری زندگی ندارد.

ای کاش در جهان وتقویم فرهنگی ملل روزی به نام خط وزبان بین المللی وجود داشت تا به این مناسبت راجع به انواع خط ها، زبان ها و گویش های اقوام مختلف تبادل نظر صورت می گرفت.

 

د)  و اما وظیفه ما فرهنگیان وعلاقمندان به علم و دانش جهت صیانت و حراست از کاربرد حروف و واژه های زبان فارسی چیست؟

 

باید اذعان کرد گرچه هنوز افراد بی سواد و کم سواد کم نداریم.ولی برای بالا بردن آگاهی و روشنگری عموم جامعه کارهای چندان مثبتی انجام نداده ایم.عدم بصیرت درسیاست ،دنباله روی از جهل و پیروی از فرهنگ بیگانه ،عدم تفکر در مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی بلای اندیشه و افکار به اصطلاح با سوادهای ما شده است. وظیفه مسوولین و نخبگان و ما فرهنگیان جامعه آگاه کردن مردم است.ما باید اجتماعمان را از عوام فریبی و جهالت و سیاست زدگی برحذر داریم.لازم است هر شهروند ایرانی قانون اساسی مملکت خویش را بشناسد و از حقوق شهروندی خود آگاهی داشته باشد.حتی لازم است آحاد مردم وظایف خود را دربرابر دولت و حکومت بدانند .به گونه ای نباشد که عده ای ظاهرا بر اسب دموکراسی وآزادی سوار شوند وجامعه را همراه با موجی که ایجاد کرده اند به ناکجا آباد بکشند و یا گروهی با تبلیغ،عوام فریبی ،ایجاد احساسات و نشان دادن چک و سفته بهشت گونه و کشاندن در صحنه مردم را به سمت وسوی اهداف خودشان سوق دهند.

وظیفه ما این است تا زمانی که روزنامه های آزاد و بی طرف،احزاب سیاسی متعهد و متدین و خبره ورادیوو تلویزیون خصوصی آزاد باب میل ایرانیان مسلمان و متمدن و خردمند دایر نشده ،هدایت دانش آموزان و مردم جامعه را رها نکنیم و نا امید نشویم.هر یک از ما می توانیم به کمک و راهنمایی اهالی علم و دین و سیاست با تفکر و تعقل ،خدمات شایسته ای انجام دهیم.

 

” آخر از پشه نه کم باشد تنم

ملک نمرودی به پر بر هم زنم”

 

” والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته ”

 

سیدجواد مزارعی

اردیبهشت ۹۹

نمایش بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 13 =