×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

۱)

چشم و دلی از زندگیشان سیر دارند

این مردمان افکار بس درگیر دارند

من شادم اما بین این دلمردگی ها

لبخندهای مادرم واگیر دارند

مفهوم کوه و عشق را اینجا پدرها

در دست هایی پرتوان و پیر دارند

یک زندگی دارم میان خستگی ها

مجموع شادی ها به غم توفیر دارند

من شادم اما نه! دلم آن قدرخوش نیست

این ها فقط در ذهن من تصویر دارند

هر سمت و سویی میروم اما سرآخر

این فکرهای لعنتی زنجیر دارند

هرشب میان خواب های تلخ و شیرین

با من هزاران خاطره نخجیر دارند

اینجا چقدر این دلبرک ها بی وفایند

با دولت دلهای ما تدبیر دارند

زیرا به قصد کشتن دیوانگی ها

در کنج زلف شوخشان شمشیر دارند

جز من تمام چشم های داغدیده

با داعش چشمان تو تکفیر دارند

می فهمم آخر موقع ویرانی ام را

این بمب های بی صدا آژیر دارند

هر شادی کوچک دمی با من عجین است

الباقی ثانیّه هایم گیر دارند

لبخند دارم تا بخندد مادر من

لبخندهای مادرم واگیر دارند

 

**************************

۲)

مثل یک پرواز با طعم‌شکستی تلخ تر

می پذیری عاقبت با عشق هستی تلخ تر

می پذیری هرچه محکم تر بخندی عاقبت

می خوری از زندگانی ضرب شستی تلخ تر

درد رود اندیشه ی دریاشدن بود و نمرد

جز به مرگی از مذاق تلخ مستی تلخ تر

عشق در اندازه ی دنیای آدم‌تنگ بود

در همین اندیشه بودی که گسستی تلخ تر

در خیال آبی دریا سرت بر سنگ خورد

مثل ماهی از حریم تنگ جستی تلخ تر

دردهای بودنت جرعه به جرعه تلخ بود

اینکه رفتی و غرورم را شکستی تلخ تر

هرچه این رویا دوامش بیشتر می شد، تو هم

در میان خاطراتم می نشستی تلخ تر

هرچه ابراهیم باشی عاقبت یک رهگذر

با تو کاری می کند از بت پرستی تلخ تر

عمران ذوالفقارلو

سال اول – شماره ۷ – مردادماه ۹۶

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد