ادبیچارطاقی شماره ده

در رثای علامه

به مناسبت روز بزرگداشت آیت ا...علامه سید محمد حسین طباطبایی

به مناسبت روز بزرگداشت آیت ا...علامه سید محمد حسین طباطبایی

مرضیه یاریان

۲۴ آبانماه ۱۳۶۰ مردی به ابدیت پیوست که به حق او را می‌توان از مفاخر شیعه و دنیای اسلام به شمار آورد.

سیدمحمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی،عارف،فیلسوف و فقیه ایرانی که با آثار مکتوب و همچنین تربیت شاگردان پرشمار،تاثیر قابل توجهی در حفظ و بالیدن تشیع در عصر حاضر و در مواجهه با مکاتب مادیگرای مهاجم داشت.

او فرزند زمانه خود بود و تفاوت مشهودی با فقهای پیش از خود داشت.در حوزه علمیه قم به جای اشتغال به فقه و اصول، کلاسهای فلسفه و تفسیر قرآن برقرار کرد که چندان به مذاق فقهای سنتی خوش نمی آمد؛ولی اینکار موجب رونق دانش تفسیر در حوزه شد. طباطبایی از پیروان حکمت متعالیه و فلسفه ملاصدرا بود.هانری کوربن فرانسوی او را میراثدار حکیمان الهی می‌دانست که از ایران باستان تاکنون چراغ معرفت خاصی را روشن نگه داشته اند که در آن عقل و عشق به هم می‌رسند.

در یک نگاه اجمالی زندگی علامه را می‌توان به چهار مقطع تقسیم کرد :

۱) تولد،کودکی و نوجوانی که در تبریز بود.

۲) دوران تحصیل در حوزه نجف

۳) دوره برگشت و اقامت در آذربایجان و اشتغال به کشاورزی

۴) دوران آخر که از آمدن به قم و تالیف و تدریس شروع شده و تا پایان عمر ادامه دارد.

درباره زندگی معمول این دانشمند وارسته، به علت قرابت زمانی با حال،اطلاعات کاملی در دسترس است که برای اجتناب از اطاله کلام به آن نمی‌پردازم. تمرکز اصلی این نوشته بر دوره چهارم زندگی علامه و آثار مکتوب ایشان و تاثیر اندیشه هایش بر سپهر فکری و فلسفی ایران و جهان است.

مهمترین و موثرترین استادِ طباطبایی، سیدعلی قاضی نام داشت که علامه تا پایان عمر، خود را مرهون و مدیون ایشان می‌دانست و حتیٰ به پاس حرمت استاد از لقب “قاضی” که به ایشان منسوب کرده بودند،چشم پوشید.از دیگر اساتید علامه می‌توان از میرزاحسین نائینی و مرتضیٰ طالقانی نام برد.

یکی از علل شهرت و محبوبیت علامه طباطبایی،به جز آثار پرتعداد و ارزشمند مکتوبشان،اهتمام به پرورش خیل عظیمی از شاگردان است که بعدها هر یک خود از مشاهیر و معاریف ایران شدند. کسانی چون مرتضیٰ مطهری،شهید بهشتی،مرحوم منتظری، امام موسیٰ صدر،آیت الله خامنه‌ای،شهید باهنر،شهیدمفتح،جوادی آملی، مهدوی کنی، مصباح یزدی و… همه از شاگردان علامه بوده اند. به جز اینان که در کسوت روحانیت بوده اند،افرادی چون داریوش شایگان و حسین نصر و ابراهیمی دینانی نیز خوشه چین خرمن معرفت و دانش علامه طباطبایی بوده اند.

کتابها و تالیفات علامه نیز پرشمارند و به دو زبان فارسی و عربی به رشته تحریر درآمده اند؛ اما در این میان دو اثر او شهرتی عالمگیر دارد و بیشتر از سایر آثار وی،مطمح نظر بزرگان دنیای اندیشه قرار گرفته است. اول تفسیر المیزان است.این تفسیر سترگ طی ۱۷ و به روایتی ۲۰ سال و در ۲۰ مجلد،به زبان عربی نگاشته شده است.البته در ابتدا نسخه ۴۰ جلدی از آن منتشر شد که بعدتر در ۲۰ جلد تثبیت شد. در این اثر علاوه بر تفسیر متعارف و بحثهای لغوی آیات، مباحث تاریخی،فلسفی و اجتماعی مربوط نیز در بخشهایی جداگانه مطرح شده است که این خود بیانگر دانش عظیم و جامع الاطراف بودن علامه است. سیدمحمدباقر موسوی همدانی این اثر ارجمند را به فارسی برگردانده است. درباره عظمت و تاثیر المیزان سخنان عدیده‌ای از بزرگان منقول است؛ولی در این مقال به دو گفتاورد بسنده می‌کنم. از آیت الله العظمی خوئی نقل است که علامه برای تالیف این اثر وجود خود را از غیرحق تصفیه کرده بود.همچنین شهید مطهری می‌گوید که همه تفسیر المیزان با فکر نوشته شده و من معتقدم بسیاری از این مطالب،منبعث از الهامات غیبی است و کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم.

دومین اثر معروف ایشان” اصول فلسفه در روش رئالیسم” است که مشتمل بر ۱۴ مقاله فلسفی است. این کتاب نخستین و یکی از مهمترین کتبی است که به بررسی مباحث فلسفی با توجه به رویکردهای حکمت فلسفی اسلام و فلسفه مدرن غربی پرداخته است. شهید مطهری این کتاب را با رویکرد فلسفه تطبیقی شرح کرده است.

به جز پرورش شاگردان و تالیف کتب، دیگر فعالیت‌ موثر علامه طباطبایی،برگزاری جلساتی با اندیشمندان غیرحوزوی بود که بیش از ۲۰ سال به طول انجامید و موجبات معرفی معارف شیعه و اسلام را به دنیای غرب فراهم آورد. مباحث وی با پروفسور کوربن از سال ۱۳۳۶ شروع شد و تا وقوع انقلاب ایران ادامه یافت.متن و نتایج این مباحث به زبانهای فارسی،عربی،فرانسوی و انگلیسی منتشر شده است. این جلسات در تهران و در پاییز هر سال با حضور علامه و اندیشمندانی چون داریوش شایگان،سیدحسین نصر، ابراهیم آشتیانی، هانری کوربن و تعدادی دیگر درباره مسائل فلسفی، ادیان، عرفان و اسلام شناسی برگزار می‌شد. علامه حتیٰ از مباحثه و همنشینی با مخالفان دین و حکمت نیز ابایی نداشت.در بعضی از این جلسات،موضوع بحث تفسیر عرفان شرقی با محوریت گاتها و اوپانیشادها بود. دکتر حسین نصر بر این باور است که چنین جلساتی در سطحی آنچنان عالی و با افقی چنین وسیع در جهان اسلام،بی نظیر بوده است و حتیٰ می‌توان گفت که از دوره قرون وسطیٰ که تماس فکری و معنوی اصیل بین اسلام و مسیحیت قطع شد؛دیگر چنین ارتباطی بین شرق اسلامی و غرب،حاصل نشده است.

علامه طباطبایی در زندگی شخصی و سلوک فردی نیز انسانی بغایت اخلاقمدار، وارسته و آزاداندیش بود. خطی بسیار زیبا داشت و در ایام شباب در سطحی حرفه ای خطاطی می‌کرد. متاثر از اندیشه عارفانه اش، ذوقی پرورده داشت و در سرودن شعر هم دستی داشت. غزل معروف ” کیش مهر” که در سال ۱۳۶۵ توسط شهرام ناظری به آواز درآمد؛از ایشان است:

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستیست در کیش مهر
برونند زین جرگه هشیارها

برای نگارنده این سطور جالب توجه بود که به جز واژه “حلاج”(که اسم خاص است و گریزناپذیر) در این غزل به نسبت مطول،هیچ واژه غیرپارسی استفاده نشده است! همین موضوع بیانگر اشارتی است که در اوایل این نوشتار رفت که به راستی علامه طباطبایی،همچون سهروردی،وامدار و حافظ حکمت ایران باستان است.

درباره علامه و آثارش، کتب متعددی به زیور طبع آراسته شده و در مناقب ایشان،مشاهیر زیادی از طیفهای مختلف فکری و اجتماعی،از سنتی ترین حوزویان تا روشنفکران غیرمذهبی سخن گفته اند و او را ستوده اند و همین نیز خود نشانگر جامعیت شخصیت این بزرگوار است.

نکته پایانی مغفول مانده که شایان ذکر است، نسبت علامه طباطبایی با سیاست و قدرت سیاسی است. ایشان به طور معمول سعی در حفظ فاصله خود با مراکز قدرت سیاسی داشتند و باور چندانی به امتزاج و اختلاط دین و سیاست نداشتند و از این منظر شاید بتوان وی را مشابه روحانیون سنتگرای حوزه دانست.

یادش هماره گرامی و روانش مینوی باد.

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید