×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
true
false

تصویر و گردشگری با هم عجین شده اند

وقتی مسافری از فراشبند در استان فارس به فیروزآباد و یا برعکس رفت و آمد می کند، در مسیر ۶۰ کیلومتری پیچاپیچ، میان کوه و تپه در سربالایی و سرازیری، درچشم اندازی در کنار یک رود، کاخی باستانی می بیند که به آن «کاخ اردشیر» می گویند.

به گزارش چارطاقی فراشبند ، از سمت فراشبند به فیروزآباد، قبل از کاخ اردشیر و در ارتفاعی بالاتر از جاده که خور در ارتفاع است، قلعه ای دیده می شود که به «قلعه دختر» مشهور است. این، نمونه ای از هزاران جاذبه توریستی درکشور ایران است که می تواند در سینمای ایران به شکل مستند و داستانی وجود داشته باشد یا جهانیان از طریق جشنواره ها با جذابیت های آن آشنا شوند.

شهاب حسینی ، اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی در جشنواره فیلم کن

شهر کن در فرانسه،۷۴ هزار نفر جمعیت دارد که در هنگام برگزاری جشنواره از ۲۰۰ هزار نفر تجاوز می کند. به طور مثال در سال ۲۰۱۴ حدود ۸۵ هزار نفر فقط در هتل های این شهر به سر بردند. این اتفاق نشان دهنده اهمیت این رویداد هنری است. تبادل فرهنگی غیر از سینما در شو، ادبیات، موزیک و سایر هنرها در فاصله برگزاری تؤامان صورت می گیرد، و درآمد بخش های تبلیغی، مسافرخانه ها، هتل ها و رستوران ها نیز به همان میزان افزایش پیدا می کند.

سنت برگزاری جشنواره فیلم برای نمایش آثار سینمایی از دهه ۳۰ ریشه می گیرد که به همت دکتر کاووسی و طغرل افشار آغاز شد. موسولینی، دیکتاتور فاشیست ایتالیایی به خاطر مطرح کردن کشورش به ویژه شهر ونیز در سال ۱۹۳۲ دستور برگزاری جشنواره فیلم ونیز را صادر کرد. اتحاد شوروری سابق هم با اهداف تبلیغاتی، جشنواره مسکو را راه اندازی کرد که از نظر اندیشه های حاکم در دوره های مختلف، دارای کارکردهای مختلفی بود. امروزه جشنواره های معتبر زیادی به وجود آمده است؛ برلین، مونترال، توکیو و… که هر اندازه جشنواره مهمتر باشد، به همان میز نیز هزینه ها بالاتر می رود و ارزش حاصل شده توسط جشنواره فیلم، بیشتر می شود. این خود عاملی برای اثرگذاری در اقتصاد کشور خواهد بود و طبعاً به جذب گردشگر کمک می کند.

سازمان تجارت جهانی طی اعلامیه ها و خبررسانی هایش، به طور قطع برگزاری جشنواره های جهانی فیلم را عاملی موثر در جذب گردشگران داخلی و خارجی دانسته است. کشور ایران تجربه سی و پنج دوره جشنواره جهانی فیلم را دارد که در مقیاس کوچک، آن قدر توان نداشته که همه امکانات گردشگری را در کشور فراهم کند و گردشگران بیشماری را به داخل کشور بیاورد.

آبشار مارگون در سپیدان

برگزاری جشنواره های کوچک محلی و استانی در شهرهای مختلف نیز طبعاً به توسعه صنعت گردشگری کمک می کنند. به این طریق، شهروندان نیز با جاذبه های گردشگری بیشتری آشنا می شوند. به عنوان مثال، آبشار مارگون در سپیدان از مناطق گردشگری مهمی است که دولت کاری به آن ندارد و ساکنان روستا آنجا را اداره می کنند!!! ایضاً چاه های نفت اولیه در خوزستان (مسجد سلیمان، هفتکل) پر از خاطره تأسیس و خدمات نفتی است. برگزاری اولین جشنواره فیلم نفت که شرکت ملی نفت ایران در اهواز و آبادان دایر کرده بود، موجب شد تا خارجی ها از چاه های نفت مسجد سلیمان بازدید کنند. جاذبه های گردشگری که که از طریق جشنواره های فیلم ایجاد می شود، در تقابل مستقیم با محیط زیست نیز قرار دارد. از طرفی، محیط زیست فیزیکی، بسیاری از جاذبه ها و منابع طبیعی توریستی را فراهم می کند، از طرف دیگر، توسعه گردشگری می تواند آثار مثبت و منفی بر محیط زیست داشته باشد. پژوهشی در کشور انگلیس نشان می دهد که از هر ده نفر انگلیسی، هشت نفر ایده سفر تعطیلات خود را از فیلم ها می گیرند و از هر پنج نفر، یک نفر به لوکیشن مورد علاقه نشان داده شده در فیلم، راهی سفر می شود.

گردشگری فیلم دروقع از دهه ۹۰ مورد توجه قرار گرفت و برخی از کشورها فعالانه در ترویج آن تلاش کردند. کشور ما نیز در این راستا گام های اولیه ای برداشته است که مهمترین آن ها تشکیل و برگزاری سه دوره جشنواره جهانی فیلم فجر به شیوه مستقل بوده است.

پیش از این ها، یکی از جاذبه های فیلم های دهه شصت ایران که به جشنواره های کوچک و بزرگ فرستاده می شدند، داستان هایی بودند که از نظر خارجی ها غیرمتعادرف بود، اما عجیب آن که تماشاگران را جذب می کرد. در کشور ما در حقیقت تا کنون پژوهش قابل توجهی در زمینه بهره برداری از ظرفیت فیلم ها و سریال ها در ترویج گردشگری انجام نشده است. اما نکته قابل تأمل در مورد گردشگری فیلم در کره جنوبی این است که از هر هفت گردشگر وارد شده به کره جنوبی، یک نفر، گردشگر فیلم مرتبط با درام های سینمایی و تلویزیونی است. این در حالی است که اطلاعات به دست آمده درباره توسعه گردشگری فیلم در کشورهای غیرغربی بسیار اندک است، و تأثیر فیلم هایی که زمان و محل رویدادشان در خاورمیانه است، کمتر مورد بررسی قرار گرفته اند. کشور ایران علیرغم دارا بودن سینما، سالن سینما و راه اندازی جشنواره های فیلم از دهه ۳۰، اما تا کنون تحقیقات قابل توجهی در زمینه بهره بردای از ظرفیت فیلم ها و سریال ها در ترویج گردشگری انجام نداده است.

صنعت سینما ارتباط تنگاتنگی با صنعت گردشگری دارد و دولتی که به حضور سینمای کشور در عرصه های بین المللی به عنوان یک مؤلفه اثربخش اهمیت بیشتری بدهد، موفقیت بیشتری نیز در جذب توریست به دست می آورد. بنابراین، جایزه گرفتن از جشنواره های معتبر بین المللی سبب می شود تا خبرهای مثبت و منفی بسیاری نوشته و گفته شود و این انگیزه ای برای دریافت اطلاعات از سرزمین های مختلف در جهان خواهد بود.

سینما می تواند در صنعت گردشگری نقش مهمی ایفا کند؛ چرا که می دانیم تصویر و گردشگری با هم عجین شده اند و این قرابت در سینما می تواند به نقطه اوج خود برسد. نقشی که یک فیلم خوش ساخت بر ذهن مخاطب دارد، چندین برابر افزون تر از انواع دیگر تبلیغ است. سِحر سینما آن جایی است که یک نمای کوتاه عاشقانه در یک فیلم می تواند رویای سفردر ذهن مخاطبی که کیلومترها دورتر از آن لوکیشن زندگی می کند را زنده کند. با این دلایل، مسئولان گردشگری در بسیاری از کشورها، به این انگیزه رسیده اند که برای ارتقاء گردشگری شان، علاوه بر ایجاد زیرساخت های رفاهی و امکانات زیربنایی، به سینما نیز توجه بیشتری نشان دهند. ضمن این که امروزه کشورهای بسیاری درگیر این فرآیند هستند.


در کشور ایران، هر ساله در بهمن و اردیبهشت ماه، سینمای کشور کانون توجه همگان می شود. با این که گزینش بسیاری از فیلم ها با سلیقه شخصی فیلمساز صورت گرفته است، اما برنامه ریزی و سرمایه گذاری تدوین شده ای در این حوزه صورت نگرفته که فرصتی در سطح ملی و جهانی ایجاد شود تا این لوکیشن ها بازدید و احیاناً با ساز و کاری تبدیل به محلی برای گردشگری شود. این در شرایطی است که کشور ایران پتانسیل زیادی برای جذب گردشگر دارد. از سوی دیگر، ایران مملو از لوکیشن هایی است که پای کسی به آن جا نریسده است! جاده منشعب از جاده کرج به چالوس به طرف یوش (زادگاه نیما یوشیج) با جاده ای مارپیچ و دره ها و پهنه ها و تپه های سرسبز و جویبارهای تمام نشدنی، چشم اندازهای شگفت انگیز و طبیعتی که قابل دسترسی است که سرمایه گذاری می تواند آن را به بهشتی زمینی بدل کند. در نتیجه، باید بپذیریم که رابطه بین سینما و گردشگری یک ارتباط دوسویه است و اگر نقش مهم لوکیشن های جذاب را در غنا بخشیدن به فیلم و در نهایت در گیشه فروش نادیده بگیریم، متضرر شده ایم.

بر اساس تعریف سازمان گردشگری انگلیس، گردشگری فیلم یک نمونه خاص از گردشگری رسانه محور است که تماشاگران فیلم را ترغیب می کند تا پس از تولید فیلم، از مکان های نمایش داده شده در یک فیلم داستان بلند یا سریال تولویزیونی بازدید کنند. درواقع،گردشگری فیلم، کسب و کار جذب بازدیدکنندگان از طریق نمایش یک مکان یا طرح داستان یک مکان در فیلم و تلویزیون است. تأثیر فیلم بر زندگی مصرف کنندگان آن قدر زیاد است که به گزینش مقصدهای گردشگری نیز سرایت کرده است؛ زیرا تصاویری که فیلم ها ارائه می کنند، در طول دهه ها باقی می مانند و اصولاً به مکان های تصویربرداری شده هویت جدیدی القا می کنند.

در دهه ۶۰ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شکل و مدیریت جدیدی به خود گرفت، اما متولیان میراث فرهنگی فقط در برخی از جشنواره ها به بعضی از فیلم ها که به نوعی به حراست میراث فرهنگی می پرداختند، جوایز اعطا کردند. با پایان یافتن سینمای جوانانه و دختر و پسری در اوایل دهه هشتاد و تغییرات در عرصه دولتی، میراث فرهنگی و گردشگری، دست آوردهایی جدید در فیلمسازی را پیش گرفت که از نکات برجسته آن، توجه به لوکیشن و فضا بود نه معناگرایی صرف در فیلم. شاید در آن دهه هیچ فیلمی نتوانست جنبه های توریستی مسجد سلیمانِ خوزستان را با فیلم بچه های نفت (۱۳۸۱) به خوبی نشان دهد.

سینمای دهه ۳۰ با بکارگیری لوکیشن های روستایی مثل کوه و چمنزار و تبلیغ این شعار که «به شهر نروند، شهر فاسد است» و نمایشی از زندگی بی نشاط روستاییان، نتوانست تصویری روشن از لوکیشن های ایران به دست دهد. سینمای شهری که در آن ماشین ها به حرکت در می آمدند و دو داستان را در خانه ای بزرگ سر و سامان می دادند نیز نتوانست گویای یک تصویر صحیح از جاذبه های گردشگری باشد. اما سینما می تواند به کمک اکران در خارج از کشور، شرکت در جشنواره های فیلم و برگزاری جشنواره های در داخل کشور به تنه گردشگری، استواری بیشتری بخشد.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد