سرمقالهسیاستچارطاقی شماره شانزده

برجام

 

مهندس امیر حق شناس
مهندس امیر حق شناس

امیر  حق شناس

سرانجام پس از وعده هاي مكرر رييس جمهور پرادعا و پرگوي ايالات متحده آمريكا مبني بر خروج از برجام،به وعده ديگري از وعده هاي خود در ايام انتخابات جامه عمل پوشاند و از اين حيث خود را از ديگر سياست مداران جهان كه وعده هاي خود در ايام تبليغات انتخاباتي را پس از نشستن بر كرسي رياست به فراموشي مي سپارند ،متمايز كرد.برجامي كه حاصل دوازده سال مذاكره بين ايران و كشورهاي ٥+١ و تضمين ثبات و امنيت در منطقه خاور ميانه بود با خروج آمريكا در معرض نابودي قرار گرفت و دشمنان قسم خورده اين نظام را  از اين خروج  مسرور ساخت.شادي و شعف دشمناني چون مجاهدين خلق خائن به ملك و ملت،عربستان سعودي تحت الحمايه بيگانه و رژيم جعلي صهيونيستي قابل پيش بيني بوده و  پيش از اين بهاي اين اقدام از جيب ملت عربستان پرداخت شده است ، اما آنچه موجب تامل و شگفتي مي شود مرور اقدامات بخشي از سياستمداران داخلي (مخالفان دولت تدبیر و امید ) در همسويي با دشمنان در سه مرحله مذاكرات ،پس از تاييد برجام و پس از خروج آمريكا از اين پيمان بين المللي است.اين همسويي تا پيش از خروج آمريكا با توجيهاتي واهي و دائي جان ناپلئوني به خورد جامعه داده مي شد با اين استدلال كه برجام كلاهي است كه جامعه بين الملل بر سر ايران گذاشته تا ايران را از حق مسلم خود در زمينه انرژي هسته اي بازدارد و مخالفتهاي ترامپ و نتانياهو و سران عرب همه ساختگيست تا ايران متوجه اين فريبكاري نشود.اگر چه پس از خروج آمريكا از برجام و مواضع ترامپ و نتانياهو پس از اعلام خروج ،شاهكار سردار ديپلماسي دولت تدبير واميد در مذاكرات با ٥+١ را بر همگان آشكار ساخته اما همچنان اين دلواپسان انقلابي نما به همسويي خود با دشمنان ملت ايران ادامه داده و چنين دستاورد بزرگ دولت تدبير را انكار مي كنند.ترامپ در آخرين سخن پراكني خود چنين مي گويد:”اولين بار كه اين مرد(ظريف) را ديدم در يك برنامه بود كه سه دقيقه تماشا كردم و بلافاصله گفتم كه امكان ندارد كري  بتواند از پس مذاكره با اين مرد بر آيد وبعدا ديديم كه همين طور هم شد“. با توجه به قرار داشتن تعدادي از اين دلواپسان در پستهاي حساس تصميم گيري از اين پس شايسته است كه توسط نهادهاي امنيتي رصد شده و ماهيت واقعي آنها به مردم اعلام شود .ديپلماسي موفق اين دولت با وجود مشكلات داخلي و كارشكنيهاي دولت سايه كه اكنون از خفا بيرون آمده و آشكارا عرض اندام مي كند ،دول اروپايي را به طور متحد در مقابل آمريكا قرار داده است و ترامپ را در جامعه جهاني منزوي ساخته است. تا پيش از برجام ايران به عنوان كشوري شرور و مسئوليت ناپذير به جامعه جهاني معرفي شده بود كه دوستان بسياري نداشت ولي با برجام و اتخاذ مواضع اصولي در مواجهه با جامعه بين المللي و به طور كلي قراردادن وزارت خارجه بر ريل منطق و عزت و حكمت ومنافع ملي ،دشمنان و رقباي منطقه اي را چنان خلع سلاح كرده  كه ايران هراسيشان ديگر كارايي نداشته و براي جلب حمايت رييس جمهور تاجر مسلك آمريكا مجبور به پرداخت ارقام كلان براي تحت الحمايگي خود و برهم زدن برجام شده اند.همه به ياد داريم كه رييس اسبق تيم مذاكراتي ايران وحيد جليلي در آلماتي قزاقستان دول ٥+١را پيش از موضوع هسته اي دعوت به مذاكره بر موضوعات منطقه اي و سوريه و يمن مي كرد ولي آنها فقط اصرار بر موضوع هسته اي  كرده و از مذاكره بر موضوعات ديگر خودداري مي نمودند.با قرار گرفتن وزير خارجه در راس تيم مذاكره ايران و پيشبرد موفق مذاكرات توسط ظريف كار به جايي رسيد كه دول غربي تقاضاي مذاكره بر موضوعات منطقه داشتند ولي ايران نمي پذيرفت.مذاكرات عزتمندانه و اصولي ما را به چنين جايگاهي در صحنه بين الملل رسانده است و برماست كه از اين جايگاه پاسداري كنيم و از مذاكره نهراسيم.خروج آمريكا از برجام شكستي بزرگ براي كشوريست كه خود را ابرقدرت يگانه جهان مي داند ولي بر تعهداتش پايبند نيست.رييس كميسيون اروپا پس از اقدام ترامپ چنين مي گويد:”در اين مقطع زماني،ما بايد جايگزين آمريكا شويم كه به عنوان يك بازيگر بين المللي توانش را از دست داده و در دراز مدت نفوذش را هم از دست خواهد داد“.آنچه ترامپ و نتانياهو و بن سلمان را اميدوار و چنين گستاخ ساخته است اختلافات داخلي و نارضايتيهاي ديماه سال گذشته  است .موقعيت ژئوپليتيكي و قدرت روز افزون ايران موجب رشك دشمنان و رقباي منطقه اي شده و كشور را در حساس ترين زمان از تاريخ خود قرار داده است و اگر نتوانيم بر اختلافات سياسي داخلي فائق آييم و وحدت ملي را با مرتفع نمودن نارضايتيها تحكيم بخشيم آيندگان ما را نخواهند بخشيد كه با لجبازي و پافشاري بر منافع گروهي و شخصي به جاي منافع ملي چنين كشور پهناور ايران را به لبه پرتگاه برده ودر معرض خطر قرار داديم.لازمه عبور از اين برهه حساس اقداماتي در بعد داخلي و خارجي مي باشد.در بعد خارجي تا كنون با مديريت جناب ظريف آمريكا در جامعه جهاني هيچ همراهي جز سه كشور دشمن ايران ندارد اما پاره اي از اقدامات گروههاي داخلي مي تواند بازي را به نفع ترامپ تغيير دهد.شعار مرگ بر آمريكا كه ديگر حتي از طرف مردم ايران جز عده قليلي حمايت نميشود بهانه ترامپ براي خروج از برجام شد ، چون هيچ دليل قانع كننده اي براي ارائه به جامعه جهاني و مردم خودش نداشت ،با بیانی عاجزانه چنين گفتمن نمي توانم با كشوري كه مدام براي مردم و كشور ما مرگ مي خواهد در يك توافق بمانم“..آتش زدن پرچم يك كشور آنهم در مجلس شوراي اسلامي در جهت منافع ملي نمي باشد و حتي ممكن است مخالفان ترامپ را با وي همراه سازد . چهل سال پس از گذشت انقلاب و فروكش كردن فضاي انقلابي و احساسي اول انقلاب،لازم است شعارهايي متناسب با راهبرد نظام جايگزين شود وبيش از اين ملت ايران را در جامعه جهاني خشونت طلب و پرخاشگر معرفي ننماييم  . اما در بعد داخلي آنچه كه ما را از اين برهه حساس و تاريخي عبور خواهد داد اتحاد و يكدلي گروههاي سياسي در مواجهه با موضوعات خارجي نظام ودر جهت منافع ملي است.وقت آن رسيده كه توافقات بين المللي نظام را وسيله تسويه حسابهاي سياسي قرار ندهيم و همه متحد و يكپارچه پشت تصميمات سياست خارجي نظام بايستيم  و بدانيم همگي مسافر يك كشتي هستيم وبر يك شاخه سواريم.حاكميت بايد زمينه هاي نارضايتي عمومي را هر چه سريعتر مد نظر قرار داده و برطرف سازد و دولت منتخب مردم را در حل مشكلات ياري برساند. مخالفان دولت به جاي چوب لاي چرخ دولت گذاشتن و تشكيل دولت سايه و اثبات ناكارامدي دولت منتخب، باید کمک کنند تا همه توان نظام در اختيار دولت گذاشته شود تا صدايي واحد از داخل كشور به خارج از مرزها مخابره شود و سيگنالهايي كه تا كنون از اختلاف و نارضايتي مردمي ارسال شده و دشمنان را اميدوار ساخته برچيده شود.تا وقتي كه حاكميت و ملت پشتيبان يكديگر باشند هيچ دشمن خارجي نميتواند چشم طمع به اين مرزو بوم داشته باشد همچنان كه اتحاد زمان انقلاب قدرتهاي غربي را در هر توطئه اي خلع سلاح كرد و راه به جايي نبردند.رفع معضلات اقتصادي،كم آبي و خشكسالي،زيست محيطي،اجتماعي،فرهنگي و….همه با استفاده از ظرفيتهاي نظام و استفاده از نخبگان ايراني با تشويق به مشاركت در سرنوشت كشور،در صورت اتحاد و رفع اختلافات سياسي واهي وترميم فاصله ايجاد شده بين حاكميت و مردم دور از دسترس نيست اگر كه اراده اي فراگير براي رفع اين معظلات شكل گيرد.فيلترينگ و محدود سازي چاره كار نيست.مي توان از ظرفيتهاي موجود در جهت فرهنگسازي و شفافيت و معرفي خدمات چهل ساله اين نظام در كنار كاستيها و كمبودها در مقابله با تبليغات مسموم و سياهنماييهاي  معاندان استفاده كرده تا فضاي نااميدي و نارضايتي از جامعه رخت بندد.براي يك نظام برخاسته از راي مردم ،عمل به خواست عمومي چندان مشكل و دور از ذهن نيست .

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید